درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٨٩
مستقیم یا منحنی نیست، و ثانیا براهینی که در باب صور نوعیه اقامه میشود منحصر به برهانی که در اینجا ذکر شد نیست. در واقع نتیجه این «تتمّةٌ» این است که اگر این مسألهای که اینجا در مورد آن بحث میکنیم اثبات نشود، جایی خراب نمیشود. آنچه که اگر اثبات نشود خیلی از مسائل ما بیمبنا میشود اصل صورت نوعیه است، ولی اثبات صورت نوعیه تنها از این راه نیست، بلکه راههای دیگری هم هست، و تازه خود صورت نوعیه هم منحصر به مبدأ حرکت (آنهم حرکت انتقالی) نیست. صورت نوعیه یعنی هر قوهای که به جسم، نوعیت خاص و اثر خاص بدهد. مثلا آتش اثر خاص دارد و آب نیز اثر خاص دارد. اثر خاص آتش احراق است که این اثر در آب وجود ندارد. این غیر از مسأله میل رو به بالای آتش است و اگر مسأله میل رو به بالای آتش ثابت نشد اینگونه نیست که صورت نوعیه ثابت نشده باشد. بله وقتی میخواهند بگویند «آتش طبیعتی غیر از طبیعت آب دارد» از راههایی اثبات میکنند که یکی از آنها این است که آتش رو به بالا میرود و آب رو به پایین، و یکی دیگر اینکه آتش یک سلسله آثار دارد و آب یک سلسله آثار دیگر. پس اگر این مسأله که در هر جسمی باید مبدأ میلی باشد، اثبات نشود صورت نوعیه را از راههای دیگری میشود اثبات کرد، چه در جمادات و چه در نباتات، و در نباتات[١] بالخصوص در حیوان، و هرچه که بالاتر بیاید خیلی بهتر میشود اثبات کرد.
مسائل مهمی که در این فصل ضمنا مطرح شد
این بحث در اینجا تمام شد. آنچه در این فصل مطرح شد اگر به عنوان فصل که مسأله اثبات مبدأ میل بود ، نظر داشته باشیم مسأله خیلی مهمی نیست، ولی اگر به مسائلی که اینجا در ضمن مطرح شده (که خود آن مسائل سزاوار این است که مستقلا مطرح شود) توجه داشته باشیم، میبینیم مسائل خیلی مهمی است. یکی همان مسأله سرعت و بطو بود و دیگری مسأله معاوق، که این دو مسأله به یکدیگر بستگی دارند. آیا همان طور که این آقایان میگویند، واقعا حرکت همیشه تلاش است و ناشی از تضاد میان دو نیرو است، یا حرکت میتواند فقط ناشی از یک نیرو باشد؟ بنای علم امروز (مخصوصا در مسائل فیزیک) بر این نیست که حرکت ناشی از دو نیرو است. البته حرف کسانی که دیالکتیکی فکر میکنند و میگویند «حرکت معلول تضاد است» مقداری به حرف علمای ما نزدیک
[١] . [ظاهرآ در اينجا نباتات در مقابل جمادات و اعمّ از حيوان است.]