درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥٩ - فی حقیقة السکون و أنّ مقابل الحرکة
محیطی قرار گرفته باشد که نیرویی مجموع آن محیط را که این هم جزئی از آن است تغییر مکان بدهد، مسألهای قابل طرح و بررسی است. مثلا اگر ما خودمان را با آن نقطهای از زمین که روی آن نشستهایم و هوا و مجموع اجسامی که بر ما احاطه دارند در نظر بگیریم و با آنچه که در زمین و تبعاتش هست (مثل تهران، اصفهان، اروپا، آمریکا، دریاها و...) مقایسه کنیم، ساکن هستیم. ولی اگر زمین را با مجموع توابعش[١] در نظر بگیریم میبینیم زمین دائما در حال حرکت انتقالی است و به سرعت هم حرکت میکند. حال سؤال این است: آیا چون زمین حرکت میکند ما هم واقعا حرکت میکنیم، یا ما دیگر حرکت نمیکنیم؟ شکی نیست که زمین و توابعش با سرعت فوقالعادهای در حال حرکتند، آیا میتوانیم بگوییم ما هم با همان سرعت در حال حرکت هستیم یا نه؟
اینجاست که بعضی در جواب میگویند: بله، ما هم الان در حال حرکتیم؛ ما نسبت به محیط خودمان ساکن هستیم ولی نسبت به حرکت انتقالی زمین واقعا حرکت میکنیم. ولی بعضی دیگر میگویند: حرکت زمین حرکت ما نیست؛ حرکت ما فقط همین است که محیط خودمان را عوض کنیم. وقتی در اتومبیل نشستهایم حرکت ما این است که جای خودمان را در اتومبیل عوض کنیم و از روی این صندلی به صندلی دیگری نقل مکان بدهیم، ولی تا وقتی که روی صندلی اتومبیل هستیم ساکن هستیم گرچه اتومبیل در حال حرکت باشد. اینها میگویند: وقتی که ]یک مجموعه[ حرکت میکند اگر جزئی از ]این مجموعه[ در داخل آن، ساکن باشد نسبت حرکت به این جزء، بالمجاز است. وقتی سفینه حرکت میکند جالس سفینه ساکن است و اگر حرکت را به او نسبت بدهیم نوعی مجاز است. معمولا در کتابها وقتی این مثال را ذکر میکنند از آن تعبیر به «واسطه در عروض» میکنند و میگویند حرکت جالس سفینه به عرضِ حرکت سفینه به او نسبت داده میشود. «به عرض» یعنی به نوعی مجاز؛ یعنی او واقعا حرکت نمیکند ولی حرکت محلش را به خود او نسبت میدهیم.
اما نظر دیگر میگوید: این حرکتْ واسطه در عروض نیست بلکه واسطه در ثبوت است و همان طور که سفینه حرکت میکند جالس سفینه هم واقعا به نوعی حرکت میکند. جالس سفینه ساکن است از جهتی و واقعا متحرک است از جهتی دیگر. بنا براین نظر، ما الان به تبع زمین انواعی از حرکات را داریم؛ زمین حرکت وضعی میکند، ما هم به تبع
[١] . يعنی اتمسفرش و هوايی كه بر آن احاطه دارد.