درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٧٥
اشکال دوم و سوم
اشکال بعدی این است: اما اینکه شما گفتید «القاسر لا تفاوت فیه»، مطلوب خصم هم همین است. مستدِل این طور گفت: «ما سه جسم متحرک داریم که با سه قوه متماثل و متساوی حرکت میکنند». شما میگویید «قوه محرک (که یک قسمش در حرکت قسری است و اسمش میشود قاسر) فرق نمیکند»، او هم میگوید: از نظر قوه محرک فرقی نیست و مقدار معینی از زمان لازم است و باقی اختلافها مربوط به عائق و معاوق میشود.
همچنین این مستشکل میگوید: حرفی هم که در مورد «قابل» گفتید که «از نظر قابل هم تفاوتی نیست» مستدل هم همین را میگوید. فخر رازی هم که اشکال کرده، نمیخواهد بگوید از نظر قابل یا فاعل تفاوت است، بلکه میگوید: از نظر قابل و فاعل و حرکت، مقدار معینی از زمان را میخواهیم و باقی دیگر نه مربوط به قابل است نه فاعل و نه حرکت، بلکه مربوط به معاوق است.
جواب
این اشکال وارد نیست. عرض کردیم کسی که گفت «القاسر لا تفاوت فیه» نمیخواهد بگوید میان این سه قاسر فرق نیست، بلکه میخواهد بگوید از نظر قاسر تفاوتی در حدود سرعت نیست؛ یعنی نسبت قاسر به همه حدود سرعت علیالسویه است. پس در ]قاسر [اقتضای هر سرعتی هست و هر سرعتی را که فرض کنید، اقتضای سرعت بالاتر هم در آن هست.
اشکال چهارم
اشکال دیگر این شخص به خواجه به این صورت است؛ میگوید: شما در اینجا میگویید «و اما میل هم نمیتواند منشأ تفاوت باشد». بعد به تفصیل، عبارتی از خود خواجه از شرح اشارات نقل میکند که گفته است: میلها منشأ شدت و ضعف حرکتها میشوند. در واقع این شخص حرف خواجه را به حرف خودش در جای دیگر نقض کرده است.
اشکال پنجم
بعد این مستشکل میآید سراغ آن حرفی که خواجه در آخر مطالبش گفت. همان ایرادی که ما ذکر کردیم اینجا هم هست. میگوید: شما گفتید «معاوق در حرکت طبیعی نمیتواند