درسهای اسفار ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٤ - فی تحقیق مبدأ الحرکة القسریة
حرکت حرکت دیگری تولید میکند و آن حرکت حرکت دیگری... . پس این حرکات خودشان خودشان را توجیه میکنند.
نظریه متکلمین میتواند مستمسکی برای مادیین قرار بگیرد
این حرف برای مادیین خیلی جالب است؛ چون لازمه حرف متکلمین این است که هر حرکتی فقط در حدوث نیازمند به علت بیرونی باشد ولی در بقاء نیازمند به علت نباشد، بلکه هر درجهای از حرکت درجه بعدی را ایجاد میکند. و لهذا اگر فرض کنیم جسمی از ازل متحرک بوده است، طبق این نظریه هیچ نیازی به علت بیرونی ندارد و بنابراین آن نظریه معروف ارسطویی (نظریه محرک اول) باطل میشود؛ چون هر مرتبهای از حرکت مرتبه بعدش را ایجاد میکند و اگر همین طور تا ازل برویم اصلا نیازی به موجِد بیرونی برای حرکت نداریم. همین قدر که هر درجهای از حرکت درجه بعد از خودش را ایجاد کند، اگر به مانع برخورد نکند ]این حرکت[ إلی الأبد ادامه پیدا میکند.
این نظریه متکلمین، از نظر تفسیری خیلی با نظریه امروزیها (یعنی قانون جبر نیوتن) که بعدا آن را عرض میکنیم، نزدیک است؛ به این معنا که حرکت احتیاجی به علت بیرونی ندارد مگر در ابتدا ؛ یعنی مگر اینکه جسم ساکن باشد. تازه اگر هم جسم ساکن بود حرکت ]فقط[ در حدوث نیازمند به علت ]بیرونی[ است ولی در ادامه همین طور خودش پشت سر هم مراتب خودش را إلی الأبد تولید میکند.
نظریه چهارم (حکما)
و اما نظریه خود حکما و فلاسفه؛ فلاسفه معتقدند که در این طور حرکات نه حرکت علت حرکت است و نه جاذبه هوا و نه دافعه هوا، بلکه طبیعت خود متحرک، منشأ حرکت است[١] . ما در فصل بعد[٢] خواهیم خواند که جسمِ مطلق وجود ندارد؛ یعنی جسمی که فقط جسم باشد و هیچ طبیعت نوعی مخصوص به خود نداشته باشد وجود ندارد. «طبیعت» در کلمات فلاسفه همانی است که منشأ آثار خاص جسم است که مثلا ـ به قول قدما ـ بعضی از جسمها را از بالا به پایین میآورد مثل خاک و آب، و بعضی دیگر را از پایین به بالا
[١] . شايد اصطلاح «حركت قسری» از همين نظريه پيدا شده باشد؛ يعنی اين اصطلاحی است كه فقط بااين نظريه تطبيق میكند نه با نظريههای ديگر.
[٢] . يعنی فصل ١٤.