حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩١ - تأثیر روحیه در عمل
اندیشه و عقیده و ایمان است که این همه فرقها ایجاد کرده. در داستان یوسف که زن عزیز مصر قصد فریفتن یوسف را داشت، قرآن مجید میفرماید: وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أنْ رَأی بُرْهانَ رَبِّهِ[١] یعنی زن عزیز مصر قصد یوسف کرد و یوسف نیز اگر نبود که دلیل و آیت پروردگار خویش را مشاهده میکرد، قصد آن زن کرده بود. یوسف و زن عزیز مصر دو بشر بودند و تحریکات نفسانی در وجود هر دو نفر آنها بود. آنچه یوسف را باز میداشت روحیه و ایمان و به تعبیر قرآن کریم شهود برهان پروردگار بود.
گاهی یک فکر غلط در مغز یک نفر پیدا میشود که به قیمت ]از بین رفتن[ هستی و سعادت دنیا و آخرتش تمام میشود و خدا نکند که این گونه افکار شیوع پیدا کند و عدهای را گرفتار کند و به صورت یک مرض عمومی در آید. در این وقت است که ضرر آن فکر از وبا و طاعون بالاتر است. یکی از آن افکار غلط که متأسفانه اخیرا شایع شده و عده زیادی از کسانی که ادعای روشنفکری دارند عملا پیرو آن فکر هستند این است که زندگی سراسر مبارزه است. این اشخاص شنیدهاند که علمای علم الحیاة تنازع بقا را یکی از اصول قطعی عالم جانداران دانستهاند و از این مطلب این طور نتیجه گرفتهاند که پایه اول این است که انسان موجبات بقا و آسایش خود را فراهم کند، پس انسان باید در صحنه حیات تمام کوشش خود را برای احتیاجات حیات از غذا و لباس و مسکن و غیره به کار ببرد و چون دیگران قهرا مزاحم هستند، با آنها جدا به مبارزه بپردازد؛ صحنه حیات صحنه مبارزه است، مبارزه برای طعمه و تأمین احتیاجات حیات و موجبات بقا، نان را در دست هر کس باشد و به هر وسیله باشد باید ربود و فرش را از زیر پای هر کس باشد باید کشید و خلاصه انسان
[١] . يوسف / ٢٤.