حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٥ - توأم شدن علم و کار
مطابق دستور اسلام که دانش و کار حق همه و وظیفه همه است، نباید بین دانش و کار جدایی بیفتد و برخی طبقه عالمه را تشکیل دهند و برخی طبقه عامله را. هر کسی در هر طبقه هست باید کار مشروع داشته باشد و به آن کار خود دانا و بصیر بوده باشد. در میان همکاریها و تفاهمها و دست به دست هم دادنها هیچ کدام مانند همکاری دانش و کار نیست که علم و عمل، دانش و کار به کمک یکدیگر برخیزند و دست یکدیگر را بفشارند. از قاضی و معلم و سیاستمدار گرفته تا کشاورز و کارگر معدن و کارگر کارخانه و تاجر و کاسب باید با اسلوب صحیح علمی به کار خود آشنا بوده باشد. ثمره این همکاری، افزایش محصول کار و بالا رفتن ارزش آن است.
در دورههای قبل از اسلام، تاریخْ اجتماعاتی را نشان میدهد که در آن اجتماعات بین دانش و کار جدایی بوده. آن اجتماعات از طبقات دربسته تشکیل میشده، یعنی افراد هیچ طبقهای از طبقات کشاورز و صنعتگر و تاجر و سپاهی و اداری و روحانی حق ورود در طبقه دیگر را نداشتهاند. جز طبقه روحانی و اولیاء امور کشور کسی حق درس خواندن و دانشجویی نداشته است. کسانی که مغزشان کم و بیش با دانش آشنا بود بازویشان با کار آشنا نبود، کسانی که بازویشان با کار آشنا بود مغزشان از دانش بیخبر بود. کار وظیفه طبقات پایین و علم حق طبقات بالا بود. اسلام با شعار «علم برای همه و کار برای همه» این آیین را منسوخ کرد، اما طولی نکشید که مسلمانان دستور اسلام را فراموش کردند و بین دانش و کار جدایی انداختند.