حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٩ - عشق الهی
رسید اشاره به زمین کرد و گفت: مُناخُ رُکابٍ وَ مَصارِعُ عُشّاقٍ[١] اینجا فرودگاه راحلههایی و خوابگاه عاشق پیشگانی است. علی علیهالسلام اصحاب حسین را که بعدها خواهند بود، عشاق تعبیر کرد.
مقاومت و جانبازیهای آن روز سیدالشهداء علیهالسلام و یاران بزرگوارش از این قسم بندگی است، یعنی از منبع عشق سرچشمه میگرفت و لهذا از حدود یک نبرد عادی و جهاد معمولی خیلی برتر بود. مردی را از اصحاب عمر سعد که در جنگ کربلا حاضر بود بعدها مورد ملامت قرار دادند. او در جواب گفت: ...[٢]
عابس بن ابی شبیب شاکری یکی از یاران جانباز حسین است، در روز عاشورا آمد حضور ابا عبدالله و عرض کرد: یا ابا عبدالله! در تمام روی زمین از خویش و بیگانه کسی پیش من از تو عزیزتر و محبوبتر نیست و اگر من چیزی از جانم عزیزتر میدانستم که او را قربان تو کنم میکردم. آن وقت به عنوان وداع سلامی کرد و عرض کرد: ألسَّلامُ عَلَیک یا أبا عَبْدِالله! و به میدان رفت. عابس مردی بود به شجاعت و شهامت و مردانگی معروف؛ همین که به میدان رفت مبارز طلبید. لشکریان عمر سعد با یکدیگر گفتند: «هذا أسَدُ الاُْسودِ، هذا عابِسُ بْنُ أبی شَبیب» این شیرِ شیران عابس است و کسی به میدان او نرود که هلاک خواهد شد. کسی جرئت نکرد یکتنه به مبارزهاش بیاید، از طریق جوانمردی خارج شدند و عابس را سنگباران کردند. عابس که چنین ناجوانمردی را از آنها دید فورا اسلحه جنگ را به زمین ریخت و لباسها کند و برهنه شد و برهنه به استقبال مرگ رفت:
[١] . نفس المهموم، ص ١١٠.
[٢] . ]در نسخه اصل دستنويس، مطلب ناتمام است.[