حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٥ - فطریات بشر
کردن فطرت بشر است در ثمره و نتیجه دادن.
طرز تعلیم و تربیت سقراط بیش از آن مقدار که به یک فیلسوف شبیه است به طریقه پیغمبران الهی شباهت داشت، زیرا سقراط بیشتر متوجه جهلها و انحرافهای از فطرت که برای افراد انسان حاصل میشود بود و مردم را به نادانی خودشان متوجه میساخت، و نیز سقراط بیش از هر دانشمند دیگری به معرفت و شناسایی نفس اهمیت میداد و جمله معروف «خودت را بشناس» از این حکیم بزرگ در صفحات تاریخ به یادگار مانده و لهذا بعضی از اهل تاریخ گفتهاند که او جنبه پیغمبری داشت.
امیرالمؤمنین علی علیهالسلام در ضمن یک خطبه مفصل پس از ذکر آفرینش زمین و آسمانها و خلقت بشر در روی زمین، به ذکر حکمت آمدن سلسله انبیا و رسل میپردازد و بیان میکند که منظور اصلی از بعثت پیغمبران چیست. این طور میفرماید: فَبَعَثَ فیهِمْ رُسُلَهُ وَ واتَرَ اِلَیهِمْ أنْبِیاءَهُ لِیسْتَأْدوهُمْ میثاقَ فِطْرَتِهِ وَ یذَکروهُمْ مَنْسِی نِعْمَتِهِ... وَ یثیروا لَهُمْ دَفائِنَ الْعُقولِ[١] یعنی خداوند پیغمبران را در میان بشر مبعوث فرمود و آنها را پشت سر یکدیگر فرستاد برای آن که آن عهد و پیمانی که در فطرت بشر سرشته شده است وفای به آنها را بخواهند و نعمتهای فراموش شده خدا را یادآوری کنند و آن گنجهایی که در زمین عقلها پنهان است و پردهای رویش را گرفته است آشکار سازند و بیرون آورند. در جمله آخر کلام امیرالمؤمنین علیهالسلام (وَ یثیروا لَهُمْ دَفائِنَ الْعُقولِ) خیلی باید دقت کرد. از این بیان جامع علی علیهالسلام خوب آشکار است که علت عمده بعثت پیغمبران توجه دادن به فطرت و استفاده از ذخیرهها و اندوختههایی است که بشر همراه دارد و دست آفرینش در سرشت او
[١] . نهجالبلاغه، خطبه ١.