حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤١ - حسـد
برای جلوگیری از این صفت تقویت عقل و ایمان است.
به طور کلی غریزههای بد در انسان مثل سایههای هولناکی است که از کوهها و دیوارهای بلند بر دل انسان بیفتد و بیداری عقل به منزله طلوع آفتاب است که همه آنها را از بین میبرد و یا آنکه غریزههای بد به منزله عقدهها و گرههایی است در دل انسان که او را ناراحت میدارد و عقل به منزله جرّاحی است که آن عقده را پاره کند و شخص را راحت میکند.
به طور کلی حسد از اجتماعِ دو صفت است در انسان: یکی نقص و دیگری ضعف. شخص حسود اگر فرض شود فاقد آن چیزی که به واسطه او ]حسد[ دارد نباشد، حسد نمیورزد و لهذا اگر خودش فکر کند و عقل خود را به کار اندازد و خودش را ده درجه بالاتر و دارندهتر از شخص محسود فرض کند میبیند در آن صورت اهمیتی به محسود نمیدهد و این دلیل بر این است که نقص او سبب حسد او شده؛ و چون ضعیف است در خود آن قدرت را نمیبیند که او هم از راهش وارد شود و کام خود را از روزگار بگیرد و پلههای زندگی را یک به یک بالا رود، آرزو میکند پس دگری از پله بیفتد و پایش بشکند، و بالاخره در خود آن همت را نمیبیند که از طرفْ جلوتر و بالاتر رود، آرزو میکند پس او به عقب برگردد و به زمین بیفتد و از این جهت اشخاص قوی وقتی میشنوند که فلان شخص به فلان مقام رسید شادمان میشوند و میفهمند پس میشود به آن مقام رسید.