حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٦٤ - فطریات بشر
به خیال خود کسب علم میکند در حقیقت علم جدیدی نیست، بلکه یادآوری معلومات پیش است، از این جهت علوم ما همه تذکر است.
فلاسفه از قدیم و جدید روی اصول و مبانی مختلف، بطلان این عقیده را ثابت کردهاند و اصل این مبنا را که روح انسان قبل از بدن در ازل موجود بوده است باطل دانستهاند. این عقیده درست مقابل عقیده کسانی است که جمیع معلومات انسان را کسبی میدانند. در هر صورت اجمالا وجود یک سلسله معلومات فطری برای انسان جای هیچ گونه تردید نیست. معلومات فطری، بالقوّه در روح هر کسی از ابتدای تکوین هست و به تدریج به فعلیت میرسد. سقراط، حکیم یونانی معروف که استاد افلاطون بوده و در حدود قرن پنجم قبل از میلاد میزیسته، طریقهای که در تعلیم حکمت انتخاب کرده بود رجوع دادن مردم به فطریات خودشان بود.
سقراط هیچ گاه مطلبی را از اول تا آخر برای کسی تقریر نمیکرد، بلکه از طرف راجع به مطلبی که مورد تردید یا انکار او بود از یک نقطه ساده شروع به پرسش مینمود و اقرار میگرفت، بعد به تدریج همین پرسش و استفهام را ادامه میداد تا یک وقت طرف متوجه میشد خودبه خود به مدعای سقراط اقرار کرده و خلاف آنچه را خودش مدعی بوده تصدیق نموده است. این، طریقه خاصی بود که سقراط در مقام تعلیم و تربیت انتخاب نموده بود. امروز هم در فن آموزش و پرورش، این روش یعنی روش سؤال و استفهام را روش سقراطی مینامند.
در تاریخ نقل شده است که مادر سقراط قابله بود و سقراط میگفت : من مانند مادرم فن مامایی دارم؛ یعنی همان طور که طفل ثمره وجود مادر است و کار قابله فقط اعانت کردن مادر است، در زایش علوم و معارف نیز که مولود عقل فطری بشر است کاری که من میکنم کمک