حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٤٦ - مالکیت نفس و تسلط بر خویشتن
که جوهر شخصیت و منش انسان را تشکیل میدهد همانا عقل و اراده اوست و سایر امور طفیلیهای وجود انسان است و هر حالت نفسانی که جنبه روحی و معنویاش زیادتر است به شخصیت انسان نزدیکتر است و هر حالت نفسانی که جنبه مادی و نفسانی در او زیادتر است از شخصیت و منش واقعی او دورتر است.
هنگامی که شهوات و اهواء طغیان میکند و عقل و اراده اخلاقی او را مغلوب میکند، واقعا خود انسان یعنی شخصیت حقیقی و انسانی انسان شکست خورده و خودش مغلوب طفیلیهای وجود خویش شده و هر وقت عقل و اراده بر هواها و هوسها غالب شود، خود انسان یعنی جوهر شخصیت انسانی انسان بر طفیلیهای وجودش غالب شده و فائق آمده.
انسان همان طوری که از جنبه ظاهری و بدنی یک امتیازاتی مخصوص به خود دارد، از جبنه روحی و معنوی نیز امتیازاتی دارد، و چون روح در همه جا ملاک شخصیت واقعی جاندار است پس ملاک شخصیت واقعی انسان روح انسانی اوست. مثلا آن کسی که گرفتار بخل است، واقعا و حقیقتا شخصیت واقعیاش اسیر یک امر طفیلی است و باید کاری ]کند[ که از اسارت این امر طفیلی آزاد شود: وَ مَنْ یوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَاُولئِک هُمُ الْـمُفْلِحونَ[١] یعنی آن کسانی که از آفت بخل و امساک محفوظ بمانند آنها رستگاراناند. علی علیهالسلام در ضمن یکی از نامههایی که در زمان خلافت خویش به یکی از عمّال آن زمان نوشته میفرماید: وَ لَوْ شِئْتُ لاَهْتَدَیتُ الطَّریقَ اِلی مُصَفّی هذَا الْعَسَلِ وَ لُبابِ هذَا الْقَمْحِ وَ نَسائِجِ هذَا الْقَزِّ وَ لکنْ هَیهاتَ اَنْ یغْلِبَنی
[١] . حشر / ٩.