حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٧ - عشق الهی
گر از دوست چشمت به احسان اوست تو در بند خویشی، نه در بند دوست
خلاف طریقت بود کاولیا تمنا کنند از خدا جز خدا
برای آنها هیچ موجودی شایسته توجه و علاقه و مهرورزی جز ذات اقدس احدیت نیست. ابراهیم خلیل در سیر روحانی خویش اول متوجه ستاره و بعد متوجه ماه و سپس متوجه خورشید شد و همین که همه آنها را در معرض زوال و افول و غروب دید گفت: هیچ یک از اینها شایسته توجه و شایسته این که بارانداز دل من باشد نیست، من روی دل خود را متوجه آن ذاتی میکنم که گرداننده همه این چرخها و پدیدآورنده همه این زیباییها و روشنیهاست: وَجَّهْتُ وَجْهِی لِلَّذی فَطَرَ السَّمواتِ وَ الاَْرْضَ حَنیفآ وَ ما أنَا مِنَ الْـمُشْرِکینَ[١] . ابراهیم گفت: لا اُحِبُّ الاْفِلینَ[٢] من هر چه را که در معرض افول و زوال باشد شایسته دوستی نمیدانم.
موسی بن عمران علیهالسلام هنگامی که با جمعی از قوم خود به جانب «طور» برای شنیدن کلام الهی میرفت، در رفتن شتاب میکرد و قبل از قوم خود به میعادگاه رسید. مطابق نقل قرآن کریم خطاب رسید: ای موسی! چقدر با عجله و شتاب آمدی و قوم خود را پشت سر گذاردی: وَ ما أعْجَلَک عَنْ قَوْمِک یا موسی. عرض کرد: هُمْ اُولاءِ عَلی أثَری وَ عَجِلْتُ اِلَیک رَبِّ لِتَرْضی[٣] پروردگارا! قوم من از پشت سر میآیند و رضا
و خشنودی توست که مرا جذب کرده و به سرعت اینجا کشید :
هوای کعبه چنان میکشاندم به نشاط که خارهای مغیلان حریر بنماید
[١] . انعام / ٧٩.
[٢] . انعام / ٧٦.
[٣] . طه / ٨٤.