حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٥١ - سیره رسول اکرم
به حال خود باقی گذاشته بودم شما فورا این مرد اعرابی را کشته بودید.»
چو در طاس لغزنده افتاد مور رهاننده را چاره باید نه زور
پیغمبر اکرم با اصحاب و یاران با کمال رفاقت و برادری و برابری رفتار مینمود. هیچ گاه تکبر و ترفّع نمیورزید و عملی که موجب عکسالعمل سوئی در زیردستان باشد انجام نمیداد. هنگامی که وارد مجلس میشد اگر اصحاب میخواستند در جلو پایش برخیزند، نهی میفرمود و هر جا که جا بود مینشست و اگر سوار بود نمیگذاشت کسی در رکابش پیاده راه برود، بلکه او را سوار میکرد و اگر طرف سوار نمیشد به او میفرمود: پس تو جلوتر برو و وعده ملاقات من و تو در فلان مکان. روی همین سیره پیغمبر بود که علی علیهالسلام در ایام خلافت خویش وقتی که به حدود مدائن رسید، گروهی از دهقانان ایرانی که به استقبال آمده بودند شروع کردند به دویدن در جلو مرکب آن حضرت. علی علیهالسلام فرمود: چرا این کار را میکنید؟ عرض کردند: این یک نوع احترامی است که ما از سلاطین خودمان میکنیم. حضرت فرمود : این کار برای شما ذلت است بدون آنکه برای شخص مورد احترام سودی داشته باشد، و آنها را نهی فرمود.
پیغمبر به قدری متواضع بود و فروتنی میکرد که اعراب عیب میگرفتند و میگفتند: تو در نحوه خوراک و پوشاک مانند بندگان و بردگان میباشی. پیغمبر در جواب میگفت: کدام بنده از من بندهتر است؟ و میفرمود: من به این که بنده خدا هستم خرسندترم از آن که پیغمبر او هستم.
وَ السَّلامُ عَلی مَنِ اتَّبَعَ الْهُدی