حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٣٢ - تکوین پایههای اعمال انسان به وسیله تربیت
تابع هیچ نظم و قانون و سنتی نیست و خود به خود صورت میگیرد، زیرا که این امر عقلا محال است. در فلسفه ثابت شده است که هیچ حادثهای در عالم هستی واقع نمیشود مگر تحت یک نظم و جریان یک سلسله اسباب و علل بخصوصی.
علمای فن اخلاق که موضوع علمشان اعمال ارادی است، از قدیم و جدید در جست و جوی کشف همین قانونهای ثابت و قطعی که بر امور نفسی و ارادی ما حکومت میکند بوده و هستند. در اخلاق و روانشناسی ثابت شده که اعمال انسان پایهها و اساسهای نفسانی دارند، مانند غریزه و عادت، که بر روی آنها قرار گرفتهاند. البته ما آن پایهها و اساسها را با حواس خودمان ادراک نمیکنیم، لکن از راه آثار آنها که همین اعمال ارادیه است و به اصطلاح منطقیین از طریق برهان انّی به وجود آنها پی میبریم.
بنابراین برای کسی که بخواهد یک طریقه اخلاقی پیش بگیرد، اعمال خودش را کنترل کند و یا کسی که بخواهد عهدهدار تربیت و اصلاحات معنوی جامعه بشود، لازم است که تنها به ظواهر اعمال قناعت نکند بلکه ریشهها و پایههای آنها را جست و جو نماید. قرآن کریم این اصل را تأیید میکند، میفرماید: قُلْ کلٌّ یعْمَلُ عَلی شاکلَتِهِ[١] یعنی هر کسی هر عملی را انجام میدهد بر طبق حالات و صفات درونی خود اوست.
فایده تربیت این است که آن پایهها و اساسها را طوری در روح افراد تکوین میکند که هیچگاه اراده انسان متوجه کارهای زشت و پست نمیشود، همیشه کارهای خیر و شایسته و به تعبیر قرآن «عمل صالح» غایت و هدف انسان قرار میگیرد.
از اینجا سنگینی و دشواری این کار یعنی عهدهداری تربیت جامعه
[١] . اسراء / ٨٤.