حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٢٨ - آلایش و بیآلایشی در عقل و فکر
دیروز به عنوان مثال کلمه صبر را موضوع سخن قرار دادم. اختصاص به کلمه صبر ندارد، بلکه اختصاص به کلمات مذهبی و اخلاقی ندارد، بر سر کلماتی که به عنوان تجدد و تمدن به کار زده میشود همین بلا آمده است. آن کس که عاری از روح تحقیق شد، خواه متجدد باشد و خواه متقدم، خواه بخواهد از اروپاییان تقلید کند و خواه از اهل ایمان و زهد و تقوا، از حقایق امور دور است. لهذا همانطوری که اگر در میان طبقه مقدسمآب جامعه ما قدم بگذارید با یک سلسله کلمات و جملات از قبیل کلمات مقدس صبر و توکل و زهد و ترک دنیا روبرو میشوید که حقایق عالیه خود را از دست داده است، هنگامی هم که در محیط به اصطلاح تمدن و تجدد قدم بگذارید با یک سلسله کلمات و جملات دیگری روبرو میشوید که میبینید متأسفانه این کلمات نیز در این محیط مسخ شده و حقیقت خود را از دست داده است. اینجا شما با کلمات حرّیت و آزادی و پیشرفت و ارتجاع و نو و کهنه روبرو میشوید و میبینید همه اینها به غلط به کار برده میشود.
از تکیهکلامهای معمول جدید، کلمه آزادی است و البته آزادی خوب است و یکی از شرایط بهرهمند شدن از مواهب حیات آزادی است. اما باید دید آزادی چیست و یعنی چه؟ البته آزادی مطلق نه در ناحیه جسم و نه در ناحیه روح معنا ندارد، زیرا انسان از لحاظ روح بالاخره باید مطلوب و معشوقی داشته باشد و به چیزی امیدوار باشد ـ زندگی بدون طلب و امید مساوی با مرگ است ـ و در ناحیه جسم نیز انسان محتاج و نیازمند آفریده شده، محتاج است به غذا و لباس و مسکن و آب و هوا و معاشرت همنوعان و غیره. ولی در این جهان چیزهایی هست که شایسته مقام انسانیت هست که به آنها دل ببندد و تعلق خاطر داشته باشد و چیزهایی هست که شایسته این مقام نیست. انسان، خوب است که به علم و فضیلت دلبستگی داشته باشد، خوب است که به ذات اقدس