حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٦ - هر چیز، ظاهری دارد و باطنی
کنجکاوند، به دیدن ظواهر قناعت نمیکنند، آب و رنگ و جلال و شکوه ظاهری یک چیز آنها را وادار به قضاوت نمیکند، همیشه سعی میکنند خود را به بواطن و روح اشیاء نزدیک کنند.
هر چیزی در این جهان ظاهر و قالبی دارد و معنا و باطنی. حتی خود مجموعه جهان هستی یک ظاهر و نمودی دارد و یک روح و باطنی. ظاهر و قالب جهان هستی، همین نمودها و پدیدههای محسوسی که به حواس ما در میآیند، همین ستارگان، همین شموس و اقمار، همین زمین و درختان و کوهها و دریاها و حیوانها و انسانها، ما این قسمت ظاهر جهان هستی را به نام عالم طبیعت یا عالم دنیا میخوانیم. اما باطن جهان هستی عبارت است از غیب و ملکوت که حاکم و مسیطر بر طبیعت و گرداننده و مدبّر آن است، یدَبِّرُ الاْمْرَ مِنَ السَّماءِ اِلَی الاْرْضِ[١]:
آسمانهاست در ولایت جان کارفرمای آسمان جهان
در ره غیب پست و بالا هست آسمان و زمین و دریا هست
قرآن کریم در اول سوره بقره، اهل ایمان را این طور وصف میکند : ألَّذینَ یؤْمِنونَ بِالْغَیبِ[٢] آنان که به غیب و ملکوت ایمان پیدا کردهاند، و روحیه دهریین و مادیین را که فکرشان از حدود ظواهر طبیعت بالا نرفته این طور تحلیل میکند: یعْلَمونَ ظاهِرآ مِنَ الْحَیوةِ الدُّنْیا وَ هُمْ عَنِ الاْخِرَةِ هُمْ غافِلونَ[٣] یعنی اینان به همین ظواهر و نمودها که عبارت از حیات عالم
دنیاست رسیده و معتقد شدهاند اما از عالم آخرت که در ماوراء این ظواهر و نمودهاست در غفلت و بیخبری به سر میبرند.
هر چیزی تا روح و باطنش محفوظ است قابل دوام است. تا روح و باطن محفوظ است اگر نقصان و کسری در ظاهر پیدا شود قابل جبران
[١] . سجده / ٥.
[٢] . بقره / ٣.
[٣] . روم / ٧.