حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٧ - هر چیز، ظاهری دارد و باطنی
است، اما اگر روح و باطن از بین رفت آن چیز خاصیت خود را از دست میدهد. از ظاهرِ بی باطن و قالب بیروح کاری ساخته نیست.
ظاهر و باطن، و روح و قالب، و مغز و پوست توأم با یکدیگر و همراه با یکدیگرند. رعایت هر دو جنبه واجب و لازم است. یکی از اموری که مانند سایر اشیاء ظاهر و قالبی دارد و روح و باطنی، خود دین است. ظاهر دین عبارت است از انجام اعمال و افعال ظاهری که از طرف شارع مقدس دستور آنها رسیده است و البته هر یک از آنها در جای خود لازمالاجراست. اما روح دین عبارت است از روشن شدن ضمیر و باطن به نور ایمان و عرفان. علی علیهالسلام میفرماید: اَوَّلُ الدّینِ مَعْرِفَتُهُ[١] پایه اول دین و سنگ اول بنای دین، معرفت و شناسایی ذات احدیت است. شخصی آمد خدمت مولای متقیان علی علیهالسلام و عرض کرد : هَلْ رَأیتَ رَبَّک آیا پروردگار خویش را دیدهای؟ فرمود: لَمْ أعْبُدْ رَبّآ لَمْ أرَهُ من هرگز خدایی را که ندیده باشم بندگی نکردهام. لَمْ تَرَهُ الْعُیونُ بِمُشاهَدَةِ الْعِیانِ وَ لکنْ رَأتْهُ الْقُلوبُ بِحَقائِقِ الاْیمانِ[٢] اما ای مرد! بدان که این چشمها که در سرها قرار گرفته نمیتواند خدا را ببیند، دلهاست که با نور ایمانْ او را مشاهده میکنند. لا تُدْرِکهُ الاْبْصارُ وَ هُوَ یدْرِک الاْبـْصارَ وَ هُوَ اللَّطیفُ الْخَبیرُ[٣] . چشم دل باز کن که جان بینی.
دل اگر به نور عرفان منوّر شد اوج میگیرد، شادی خاطر میآورد، مانند این است که از حجره تاریکی به گلستان مصفایی قدم گذاشته باشد، آلام و کدورتها و رنجها که نتیجه محدودیت روح است از بین میرود، خوشبینی پیدا میشود و به همه چیز مهر میورزد :
[١] . نهجالبلاغه، خطبه ١.
[٢] . نهجالبلاغه، خطبه ١٧٧.
[٣] . انعام / ١٠٣.