حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٩٣ - علل مفاسد اخلاق
منشأ پارهای دیگر از آنها از قبیل تندخویی و عصبانیت و کمحوصلگی است.
یکی دیگر فقدان عدالت اجتماعی است. اگر عدالت اجتماعی در جامعه نباشد، خواه از این جهت که رسوم و مقررات و سنن آن اجتماع منشأ بیعدالتیها شده باشد و جامعه را منقسم کند به طبقه مرفّه و مترَف و طبقه محروم و بدبخت، و یا از این جهت که عدالت و دادگستری ضعیف باشد و برخی بر جان و مال و آبروی برخی دیگر ستم کنند، اخلاق اجتماعی مردم فاسد میگردد. زیرا انسان وقتی میتواند اخلاق خوب و سالم داشته باشد که روح و روانی آرام داشته باشد؛ اگر به علتی آرامش روحی بههم بخورد (خواه به علت نازپروردگی یا محرومیت و احساس غبن یا ستمگری و جباری یا مظلومیت و عقده انتقام) دیگر قادر به حفظ تعادل روحی که مادر همه اخلاق پسندیده است نخواهد بود.
بیماری تن و محرومیت از سلامت نیز به نوبه خود در برهم زدن تعادل روحی سهم بسزایی دارد. سلامت و امنیت علاوه بر این که دو نعمت بزرگ خدا هستند، شرط اخلاق خوب به شمار میروند.
جهل و نادانی و توجه نداشتن به آثار اخلاق نیک و اخلاق زشت، یکی دیگر از علل اخلاق رذیله است. شرایط تحصیل اخلاق نیک مجموعا از این قرار است: ایمان و عقیده، معلم شایسته، کتابهای نافع، کار صحیح به اندازه، میانهروی در استفاده از لذات، سلامت، عدالت اجتماعی، محیط سالم، معاشر خوب.