حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٨٧ - انسان به کسب اخلاق خوب نیازمند است
حالات روحی بزرگترین عامل سعادت و یا بدبختی افراد و اقوام است.
یک فرقی که بین انسان و سایر انواع حیوان هست این است که هر نوعی از انواع حیوان دارای یک نوع غرایز و خویهای ثابت هستند و کمتر میتوان آنها را تغییر داد. شیر یا پلنگ یا اسب یا سگ یا گربه هرکدام دارای یک سلسله صفات از درندگی یا بیآزاری یا حرص یا فریبکاری یا وفا یا بیوفایی است و همه افراد نوع، آن صفت را یکسان دارند. مثلا نوع سگ وفادار است و این صفت در همه افراد این حیوان دیده میشود و نوع گربه از این صفت بیبهره است، نوع زنبور عسل یا مورچه با یک سلسله صفات آفریده شدهاند که به صورت ثابت و یکنواخت و به طور یکسانی در همه افراد آنها موجود است.
مجموع صفات هر حیوانی متناسب است با وضع زندگی و ساختمان وی؛ یعنی برای زندگی هر حیوانی، بهترین صفات همان است که به طور غریزه همراه دارد. اما انسان این طور نیست. اولا همه افراد انسان از لحاظ صفاتْ یکنواخت نیستند، بلکه هر صفتی در منتها درجه افراط و تفریط در انسانها دیده میشود. بشرهایی دیده میشوند در منتهای جود و بخشندگی، بشرهایی هم دیده میشوند در منتهای بخل و امساک، همچنین از لحاظ شجاعت و جبن و از لحاظ پارسایی و ناپارسایی و سایر صفات.
پس معلوم میشود که دستگاه خلقت و طبیعت، هر حیوانی را به صفات لازم حیات مجهز کرده مگر انسان را. اما در خلقت و طبیعت، درباره انسان هم کوتاهی نشده: از طرفی به وی عقل و اراده داده شده که میتواند صفات خوب یعنی صفاتی را که متناسب شأن و مقام و زندگی آدمی است از صفات بد تمیز بدهد و خود را به صفات خوب مجهز کند، از طرف دیگر خداوند گروهی از بندگان برگزیده و مخلص خود را ـ که ما آنها را به نام انبیاء میخوانیم ـ مبعوث فرموده که صفات خوب و به