حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ١٠٨ - عشق الهی
علی بن ابیطالب علیهالسلام به خدا عرض میکند: اِلهی ماعَبَدْتُک خَوْفآ مِنْ نارِک وَ لا طَمَعآ فی جَنَّتِک بَلْ وَجَدْتُک اَهْلا لِلْعِبادَةِ فَعَبَدْتُک[١] پروردگارا! من تو را نه از جنبه ترس از دوزخ و نه از نظر طمع به بهشت عبادت کردم، عبادت من فقط از نظر این است که سزاوار ستایش و نیایش و عبادت و پرستش هستی.
حساب آن کس که به خدا عشق میورزد و عاشقانه او را پرستش میکند، با حسابهای تجارت پیشگان و نوکرپیشگان جداست :
ملت عشق از همه دنیا جداست عاشقان را ملت و مذهب خداست
در مسلک و مذهب عاشق، معامله و معاوضه و حساب سود و زیان نیست، آنجا که پای حساب سود و زیان در میان است جای حکومت خودپرستی است و آنجا که سلطان عشق خیمه زد خرمن خودپرستی میسوزد، حساب سود و زیان از میان میرود، آنجا مقام فناء از خود و بقاء به محبوب است.
آرزو و افتخار خداپرست غیر از آرزو و افتخار خودپرست است. علی علیهالسلام هیچ آرزویی بالاتر از غلتیدن در خون خود در راه خدا و هیچ افتخاری بزرگتر از شکافته شدن فرقش در حال عبادت نمیدید. علی میگفت: لاَلْفُ ضَرْبَةٍ بِالسَّیفِ عَلی رَأْسی أهْوَنُ عَلَی مِنْ میتَةٍ عَلی فِراشٍ[٢]
یعنی هزار ضربت که بر فرقم وارد شود بهتر است از این که در بستر بمیرم. نه تنها علی چنین بود، فرزندان بزرگوارش نیز چنین بودند، بلکه شاگردان مکتب تربیتی او نیز چنین بودند. در یکی از مسافرتهای مولای متقیان، همین که به سرزمین کربلا
[١] . بحارالانوار، ج ٦٧ / ص ٢٣٤.
[٢] . نهجالبلاغه، خطبه ١٢٣ و عبارت «عَلی رَأسی» را ندارد.