حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٧٤ - هدایت قلب
و عمیق بلکه دنیایی پر از عجایب که اول و آخرش ناپیداست قرار دارد. شعرا و عرفای فارسی زبان ما از این دنیای نامرئی در استعارات و کنایات خود به «جام جم» و «جام جهانبین» تعبیر کردهاند. حافظ میگوید :
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرون بود طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
مشکل خویش برِ پیر مغان بردم دوش کو به تأیید نظر حلّ معما میکرد
دیدمش خرّم و خندان قدح باده به دست و اندر آن آینه صد گونه تماشا میکرد
گفتم این جام جهانبین به تو کی داد حکیم گفت آن روز که این گنبد مینا میکرد
از مولی الموحدین علی علیهالسلام نقل شده که فرمود :
أتَزْعَمُ أنَّک جِرْمٌ صَغیرٌ وَ فیک انْطَوَی الْعالَمُ الاَْکبَرُ[١]
یعنی ای انسان! تو میپنداری که همین جثه کوچک هستی؟ جهان بزرگ در وجود تو خلاصه شده است.
مولانا میگوید :
چیست اندر خم که اندر نهر نیست چیست اندر خانه کاندر شهر نیست
این جهان خمّ است و دل چون نهر آب این جهان خانه است و دل شهری عجاب
[١] . ديوان منسوب به امام علی عليهالسلام.