حکمتها و اندرزها ط-صدرا - مطهری، مرتضی - الصفحة ٩٣ - تأثیر روحیه در عمل
داروی تربیت از پیر طریقت بستان کآدمی را بتر از علت نادانی نیست
حکمت یعنی دریافتن حقایق زندگی و راه راست حیات. خدا میفرماید: یؤْتِی الْحِکمَةَ مَنْ یشاءُ وَ مَنْ یؤْتَ الْحِکمَةَ فَقَدْ اُوتِی خَیرآ کثیرآ[١] یعنی خداوند به آن کس که بخواهد حکمت و علم به حقایق امور میآموزد و آن کس که به او حکمت داده شود خیر بسیاری به او داده شده. جهالت که در مقابل حکمت است بر دو قسم است: بسیط و مرکب. جهل بسیط آن است که انسان از مطلبی بیخبر باشد اما خودش به بیخبری و جهالت خود آگاه است. این قسم جهالت چندان خطرناک نیست زیرا مقرون به یک حکمت است، یعنی آگاهی به جهالت و نادانی. میگویند: «لا ادری نصف العلم» یعنی دانایی و اعتراف به این که نمیدانم، خود نیمی از دانایی است. اما جهل مرکب آن است که انسان حقیقت چیزی را نمیداند و یک عقیده غلطی درباره او پیدا کرده و خیال میکند که این موهوم ذهنی او حقیقت امر است.
از اینجا به اهمیت نتیجه بعثت پیغمبران الهی میتوان پی برد. برخی مردمان ساده لوح هدف و غرض بعثت پیغمبران را در میان امور مادی جست و جو میکنند، مثلا خیال میکنند که پیغمبران آمدهاند که راه تجارت و کسب و یا صنعت و فن را به مردم بیاموزند. ولی خیر، حکمت آمدنِ پیغمبران بالاتر از اینهاست؛ او چیزی ]است[ که اساس و پایه اصلی همه سعادتمندیها و خوشبختیهاست، او مربوط به اصلاح روح و عهدهداری سِمَت هدایت و راهنمایی مردم است. قرآن مجید یکی از غایات و نتایج بعثت پیغمبر اکرم را تعلیم حکمت معرفی میکند: هُوَ الَّذی بَعَثَ فِی الاُْمِّیینَ رَسولا مِنْهُمْ یتْلوا عَلَیهِمْ ایاتِهِ وَ یزَکیهِمْ وَ یعَلِّمُهُمُ الْکتابَ وَ
[١] . بقره / ٢٦٩.