گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١٣١ - ٤ متفکران معاصر
خصوصاً آيات بعثت و رسالت انبيا، ماموريت آنان را بررسي نماييم که آيا اديان الهي براي تامين و ترميم امور دنياي انسانها آمدهاند، به دنيا و آخرت نظر داشتهاند، جوابگوي همه يا بعضي از مشکلات دنيا هستند، يا آن که انبيا صرفاً به خاطر خدا و آخرت فرستاده شدهاند؟ و اما منشا طرز تفکر براي دنيا عبارت است از:
١. تمام تلاش انسان اين است که همه چيز را ابزار تصرف و تسلط بر دنيا قرار دهند:
بَلْ تُحِِبُّونَ الْعَاجِلَهَ وَ تَذَرُونَ الْآخِرَهَ يا بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَياهَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَهُ خَيرٌ وَ اَبْقَي
٢. بياعتقادي يا بياعتنايي انسان به آخرت.
عمل و رسالت پيامبران در دو چيز خلاصه ميشود:
١. انقلاب عظيم و فراگير عليه خودمحوري انسانها براي سوق دادن آنها به سوي آفريدگار جهانها؛
٢. اعلام دنياي آيندهي جاودان و بينهايت بزرگتر از دنياي فعلي.
گفتن و آموختن چيزهايي که بشر داراي امکان کافي يا استعداد لازم براي رسيدن و دريافت آن هست، چه تناسب و ضرورتي ميتواند داشته باشد؟ زيرا ابلاغ پيامها و انجام کارهاي اصلاحي و تکميلي دنيا در سطح مردم، دور از شان خداي خالق انسان جهانهاست؛ بنابراين، نيازي ندارد که خدا و فرستادگان خدا راه و رسم زندگي و حل مسائل فردي و اجتماعي را به او ارائه دهند. از هم اکنون لازم است خاطر نشان سازم که اتخاذ يک هدف اعلي و حرکت به سويي خيلي بالا، به معنا و به منظور فراموشي و حذف اهداف ضروري و فوري سطوحِ پايينتر نيست، خصوصاً اگر آن اهداف و حرکات، خود، وسيله و طريقي براي رساندن ما به هدف اصلي و اعلا باشد.
وحي و تعليمات قرآن در دو خط موازي پيش ميروند؛ يکي آگاه کردن و تعليم دادن به پيغمبر و تربيت و تقويت کردن او که بايد پيشاپيش مردم و بر طبق برنامهي حساب شدهاي جلو برود؛ ديگر انذار و هشدار به مردم و اطلاعات دادن به آنان نسبت به قيامت و آخرت، که بايد همراه با آگاهي و اعتقاد تدريجي پيداکردنشان به اصالت وحي و از ناحيهي خدا بودن قرآن انجام گردد. انذار و آگاهي در سراسر بيست و سه سال مرتباً ادامه داشت؛ در حدود يک سوم آيات قرآن را زير پوشش خود قرار داده و آنچه را که بشر نميدانست و نميتوانست بداند، ولي به لحاظ حيات ابدي و سرنوشت نهايي و سلامت و سعادت واقعي او ضرورت داشت به ما ياد داد. مادهي دوم رسالت و ماموريت