گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١٣٥ - ٤ متفکران معاصر
٢. انصراف از دين و سلب اميد و ايمان مردم نسبت به دين: وقتي مردم و جوانان مواجه با ناتواني و عجز اديان و متصديان امور گردند، کمکم مايوس ميشوند. انتظارات نادرست، که ناشي از اشتباه و خيالپردازي است، موجب شکست و سردرگمي ميشود.
٣. زيان تصرف دين و دولت به دست رهبران شريعت: مانند هزار سال رياست بلامنازع ديني پاپها و حاکميت کليساي کاتوليک، خلفاي اموي و عباسي و عثماني که خود را خليفهي رسول الله ميخوانند، مانند: سلاطين صفوي و سلسله قاجاريه.
٤. اسلامي که با پشتوانهي قدرت و روش اکره پيش برود، بيشتر کالاي شيطان است، تا دين خدا. در قرآن هم آمده است که إِنَّمَا أَنْتَ مُذَکِّرٌ لَسْتَ عَلَيهِم بِمُصَيطِرٍ ، لا إِکْرَاهَ فِي الدِّينِ، إِنْ أَنتَ إِلَّا نَذِيرٌ، مَا عَلَي الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلَاغُ
٥. دين براي دنيا، يا ترک دنيا به خاطر دين، دو حالت افراط و تفريط در دين است؛ اما اعتقاد به اين که پيامبران خدا صرفاً خبردهندگان و تدارک کنندگان قيامت و آخرت و معرفيکنندگان خالق يکتا بودهاند و دنيا چيزي جز مزرعه و کشتزار و ميدان فعاليت و تربيت آدمي براي حيات جاودان و خدايي شدن انسان نميباشد، ضرورتي است نيروبخش براي بقاي دين و دنيا» [١]. اين نوشتار خلاصه و چکيدهاي بود از آخرين سخنراني مهندس بازرگان. اين که آيا ايشان ديدگاه دوگانهبيني دين و دنيا را از ابتدا داشته – همان گونه که دکتر غلامعباس توسلي در شمارهي ٢٣ کيان ادعا ميکند و براي اثبات اين ادعا، به کتاب مرز ميان دين و سياست بازرگان استناد ميکند- يا به گفتهي دکتر سروش، ايشان درآخر عمر نوعي عقبنشيني کرده است، نزاعي است که بايد در مباحث بازرگان شناسي بدان پرداخت.
به نظر نگارنده ميتوان ادعا کرد ايشان در ابتدا، ايدئولوژي به معناي روشهاي دنيايي برگرفته از دين را قبول داشته و در نهايت از آن عدول نموده و در آخر عمر هدف بعثت را خدا و آخرت دانسته است.
در نقد و بررسي ديدگاه بازرگان ميتوان به نکات ذيل توجه نمود:
١. مهندس بازرگان اين مطلب را پذيرفته است که آيات جهاد، قضا، امر به معروف و
[١] مجلهي کيان، ش ٢٨.