گستره شريعت - خسروپناه، عبدالحسین - الصفحة ١١٥ - ٤ متفکران معاصر
امروزه اين تعهد و وظيفه را روشنفکران بايد بر دوش بکشند و با مراجعه به دين و وحي ثابت، معارف متحول و کامل را به حسب نيازهاي زمان استخراج کنند. دکتر شريعتي ميگويد: گويا بشر امروز نيازي به دين قايل نيست و ختم نبوت را به معناي رشد عقلاني بشر و بينيازي او به شريعت قلمداد ميکند؛ وي چنين بيان ميکند:
وقتي ميگويد خاتم انبيا من هستم، نميخواهد بگويد آنچه گفتم انسان را الي الابد بس است، بلکه خاتميت ميخواهد بگويد انسانها تاکنون احتياج داشتهاند براي زندگي خودشان از ماوراي تعقل و تربيت بشريشان هدايت شوند، حالا در اين زمان (قرن هفتم) بعد از آمدن تمدن يونان، تمدن روم، تمدن اسلام، قرآن، انجيل و تورات، تربيت مذهبي انسان تا حدي که لازم بود، انجام پذيرفته است و از اين پس انسان بر اساس طرز تربيتش قادر است که بدون وحي و بدون نبوت جديدي، خود روي پاي خودش به زندگي ادامه دهد و آن را کامل کند و بنابراين ديگر نبوت ختم است، خودتان راه بيفتيد. [١]
از اين عبارت چنين استفاده ميشود که امروزه نيز به نبوت و شريعت پيامبر و دستورها و احکام او محتاج هستيم، ولي براي ادامهي حيات به امور ديگري هم نيازمنديم که عقل و تجربهي بشر براي رفع آنها کافي است و نيازي به شريعت جديد وجود ندارد.
تلاش ديگر دکتر شريعتي در نيازمندي جامعه به مذهب و دين اين بود که آن را به صورت ايدئولوژي مطرح ميکند و مذهب سنتي را، که مجموعهي عقايد موروثي، احساسهاي تلقيني و شعاير مرسوم اجتماعي و احکام خاص ناخودآگاه عملي است، مورد خدشه قرار ميدهد و مذهب ايدئولوژي را که مذهب آگاهانهي يک فرد يا طبقه است قبول ميکند. وي ميگويد: مذهب به عنوان ايدئولوژي، عقيدهاي است که آگاهانه و بر اساس نيازها و ناهنجاريهاي موجود اين طبقه انتخاب ميشود و بهترين تعريف از مذهب اين است که مذهب يک ايدئولوژي است و بهترين تعريف براي ايدئولوژي ادامهي غريزه است؛ غريزه نيرويي طبيعي است که موجود زنده را به طور ناخودآگاه در زندگي هدايت ميکند... ايدئولوژيها باقي ميمانند، اما ايدئولوژي مذهبي دنبالهي طبيعي و تکامل يافتهي غريزه است که به درجهي خودآگاهي رسيده است و بنابراين، شکل ارادي
[١] همان، ج ٣٠، ص ٦٣.