ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٩٩ - گرايش به دنيا مانع تحقق ولايت
همچنين درباره عابد بنى اسرائيل مى فرمايد : ما كسوت نورانى را بر پيكر اين عابد اسرائيلى پوشانديم , اما او از اين جامه به درآمد و ظلمانى شد , يعنى ذاتا داراى نور نبود .
( ولو شئنا لرفعناه بها ولكنه أخلد الى الارض واتبع هواه ) . [٤]
ما اگر مى خواستيم , مى توانستيم او را بالا ببريم , اما هر كسى بايد براساس فكر و اختيار خود به كمال برسد , نه با ترفيع درجه اجبارى . از اينرو مانع تكامل اين اسرائيلى همان اخلاد الى الارض بود .
در سوره مباركه( همزه) نيز مهمترين مانع تقرب به خداى سبحان را اخلاد به مال و أرض مى شمارد .
( ويل لكل همزة لمزة الذى جمع مالا وعدده يحسب أن ماله أخلده ) .
واى بر هر كه جمع مى كند و مى شمارد و فكر مى كند اين اموال جمع شده و شماره شده او را در زمين براى هميشه جاودانه نگه مى دارد . اين پندار باطل مانع صعود است .
خلاصه آنكه شرط ولايت براساس آيه شريفه( اليه يصعد الكلم الطيب والعمل الصالح يرفعه ) توحيد و عمل صالح است , چنان كه مانع آن نيز گرايش به دنياست كه با الفاظ گوناگونى همچون( اثا قلتم الى الارض ) [٥] يا( أخلد الى الارض) و يا( فانسلخ منها ) [٦] از آن تعبير
[٤]سوره اعراف , آيه ١٧٦ .
[٥]سوره توبه , آيه ٣٨ .
[٦]سوره اعراف , آيه ١٧٥ .