ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٢٦٠ - حاكميت نبوى و ارائه احكام الهى
لتفتروا على الله الكذب ]( . [١٣]
اين افتراء به خداوند كه به مشركان نسبت داده شده است , نه از آن جهت است كه آنها متنبى بوده , و ادعاى نبوت داشته اند , بلكه از اين جهت است كه آنها كارى را كه مختص به خداوند است به غير او استناد مى دادند .
نسبت افترا به وثنيين , همانند نسبت شرك است به آنها , زيرا چنين نبود كه آنها در عبوديت براى خداوند شريك قائل شده , و مقدارى از عبادات خود را براى غير خدا انجام دهند . آنها در پرستش نه مانند كسانى بودند كه بعضى از عبادات خود را براى خدا و بعضى ديگر را براى غير خدا انجام مى دادند , و نه مانند كسانى بودند كه عمل خود را غير خالصانه و رياكارانه انجام مى دهند , بلكه آنان تمام عمل خود را خالصانه براى بتها انجام مى دادند , و سر اين كه خداوند آنان را مشرك مى خواند اين است كه آنها عبادتى را كه با لذات و بالاصالة براى خداوند است به چيز ديگرى كه آن را مستحق بالاصالة مى پنداشتند به نام وثن , و در عرض خداوند فرض مى كردند , نسبت مى دادند .
در مسأله افترا نيز مطلب از همين قرار است , آنها هرگز , به عنوان يك متنبى حكمى را به دروغ به خداوند نسبت نمى دادند , بلكه عليرغم اعتقاد به خالقيت خداوند , و اعتقاد به ولايت و سرپرستى
[١٣]سوره نحل , آيه ١١٦ .