ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٩٤ - ولايت در آيات
كند , لذا خداى سبحان مى فرمايد( : أيبتغون عندهم العزة ) [٢٥] اينها براى تحصيل عزت به دنبال غير خدا مى روند ( , ولله العزة جميعا ) اگر تمام عزت از آن خداست , چاره اى جز پذيرش ولايت الله براى كسب عزت و رفع ذلت نيست , لذا مى فرمايد( : فالله هوالولى ) اين لسان , نظير آيه شريفه( ذلك بأن الله هوالحق ) [٢٦] لسان حصر است . وجود ضمير فصل( هو) , همراه با معرفه بودن خبر , مفيد حصر است . يعنى از الله كه گذشتيد همه چيز باطل است و در آيه محل بحث مراد آن است كه غير از خداوند وليى نيست .
در سوره رعد آيه ١١ مى فرمايد :
( واذا أراد الله بقوم سوء فلا مرد له ومالهم من دونه من وال ) .
و در سوره كهف آيه ١٧ مى فرمايد :
( ومن يضلل فلن تجد له وليا مرشدا ) .
اگر خداى سبحان كسى را گمراه نمود , يعنى او را از فيض هدايت و راهيابى محروم نمود , ممكن نيست كسى بتواند او را هدايت كند . آيه سوره رعد ناظر به ولايت در فعل خداست و آيه سوره كهف راجع به ولايت در علم اوست و از مجموع دو آيه اين استفاده مى شود كه تنها والى و سرپرست انسانها ( چه در مسائل علمى و چه در مسائل عملى ) خداى سبحان است . ليكن هيچكدام از اين دو , ولايت مطلقه
[٢٥]سوره نساء , آيه ٣٣ .
[٢٦]سوره حج , آيه ٦٢ .