ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ٣٤
و سر اين تفاوت را مى توان در جمله هاى قبل يافت , زيرا در آن كلمات از خداى سبحان( كمال الانقطاع) خواسته شد .
( الهى هب لى كمال الانقطاع اليك و أنر أبصار قلوبنا بضياء نظرها اليك حتى تخرق أبصار القلوب حجب النور فتصل الى معدن العظمة وتصير ارواحنا معلقة بعز قدسك) .
اگر سالكى از هر تعلق , بلكه از هر تعين منقطع و آزاد شد همانطور كه هيچ موجود مادى براى او حجاب ظلمانى نيست , هيچ موجود مجرد نيز براى او حجاب نورى نخواهد بود , و صعوبت هيچ مطلب علمى مانع نفوذ شهود او نمى باشد , زيرا از هرگون ه نيازى به علت هاى قابلى رهائى يافت , و فقط به علت فاعلى وابسته شد , و ديگر سخن از ظرفيت محدود و قابليت مقيد نيست , چون فقط به عز قدس خدا تكيه كرد , و آن مقام هم تحمل همه تجلى ها را داراست , زيرا معدن عظمت و بزرگى است . و آنچه در پايان همين مناجات آمد كه
( وألحقنى بنور عزك الابهج فأكون لك عارفا و عن سواك منحرفا) .
هماهنگ با( كمال انقطاع) است , و اينكه آمده( ومنك خائفا مراقبا) منظور خوف هجران از آن ملاحظه صعقه آور است , نه خوف از دوزخ كه راجع به كمال هاى ابتدائى آن ذوات مقدسه است , و براى هميشه آن خوف از جهنم و سائر كمال هاى انسانى را كه در ادعيه