ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٨٠ - تسلط بر قواى ادراكى , راه مهار نمودن قواى تحريكى
است و اراده و نيت از شؤون عقل عملى , و اين دو در عرض يكديگر نيستند . هرگز معرفت همتاى اراده و نيت نيست , بلكه عقل عملى از عقل نظرى مايه مى گيرد . گرچه اين دو بر روى يكديگر تأثير و تأثر متقابل داشته , باعث تقويت همديگر مى شوند , ولى معرفت و شناخت اصل است و نيت و اراده فرع آن . از اين رو شيطان ابتدا تلاش و كوشش مى كند تا در مبادى انديشه انسان رخنه كند , آنگاه راه نفوذ در عمل خود به خود هموار خواهد شد . لذا انسان بايد براى مقابله با شيطان , قواى ادراكى و تحريكى خود را تحت ولايت خداوند قرار دهد و حريم دل خويش را دائما از دستبرد شيطان حفظ نمايد . در غير اين صورت شيطان سرپرستى قواى ادراكى و تحريكى او را به جاى او به عهده گرفته , به تعبير اميرالمؤمنين عليه السلام عقل او دربند هواى نفس اسير مى شود( كم من عقل أسير عند هوى أمير) [١] چه بسا عقلها كه در جهاد اكبر شكست خوردند و به اسارت هوس درآمدند .
تسلط بر قواى ادراكى , راه مهار نمودن قواى تحريكى
نكته اى كه در اينجا حائز اهميت است آن است كه گرچه انسان , بايد بر قواى ادراكى و تحريكى خويش مسلط باشد تا رفته رفته مظهر( ولى) گردد , اما سرپرستى قواى ادراكى و جلوگيرى از نفوذ وهم و خيال در آن , اساس مهار نمودن قواى تحريكى و حراست آن از
[١]نهج البلاغه فيض , حكمت ٢٠٢ .