ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٦٦ - تماميت و كمال علم
شى ء در درون خود گرفتار فساد باشد , اما نقص آن است كه آنچه را كه دارد سالم است , ولى بقيه را فاقد است . مثلا گاهى گفته مى شود اين فرش براى اين اتاق ناقص است و زمانى گفته مى شود اين فرش معيب است . فرش معيب فرشى است كه مثلا قسمتى از آن پوسيده باشد . اما فرش ناقص آن است كه همه سطح اتاق را فرا نگيرد , اما سالم باشد . اگر كسى بعضى از مسائل را به ظاهر بداند , ولى واقعا در همان معلوماتش و هم و خيال و مغالطه راه داشته باشد , علم او معيب است , اما اگر كسى همه آنچه را كه مى داند سالم است , ليكن همه آنچه را كه بايد بداند , نمى داند , علم او نقص دارد .
بنابراين اگر كسى از درون گرفتار عيب علمى بود , يا از بيرون مبتلا به نقص علمى بود , مظهر صمد نخواهد شد , چون يا از درون خالى است يا از بيرون .
تماميت و كمال علم
حال اين سؤال به ذهن مى رسد كه آيا انسان مى تواند از نظر علمى و عملى مظهر صمد بشود ؟ به عبارت ديگر آيا انسان , قدرت آن را دارد كه عرصه علم و عمل خويش را از گزند عيب و نقص مصون نگاه دارد يا نه ؟ پاسخ آن است كه در بعد علم , تنها واقعيتى كه متعلق علم قرار نمى گيرد , كنه ذات حق تبارك و تعالى است , كه چون مقدور احدى نيست , از احدى هم انتظار دانستن آن نمى رود . اما آن اندازه كه مقدور است و از انسانهاى كامل متوقع , راهش باز است .
اين دو مطلب را اميرالمؤمنين سلام الله عليه در نهج البلاغه