ولايت در قرآن - جوادی آملی، عبدالله - الصفحة ١٠٦ - انحصار ولايت در آيات
را منتشر مى كند و او وليى است كه محمود مطلق است و هر حمدى از هر حامدى نشأت بگيرد , متوجه خدا است , چون حمد در برابر نعمت است و( مابكم من نعمة فمن الله ) [٩] .
خدا منعمى نيست , پس غير از خدا محمودى نخواهد بود , لذا فرمود( الحمدلله ) يعنى حمد مخصوص خداوند است , در اينجا هم فرمود( : وهوالولى الحميد) كه اين لسان نيز مفيد حصر است .
پس اين آيات , يا ولايت را بالمطابقة در خدا منحصر مى كند و از غير خدا بالالتزام سلب مى كند , يا بالمطابقة از غير خدا سلب مى كند و در نتيجه التزاما براى خداى سبحان اثبات مى كند .
ولى از اسماء حسناى الهى است
آخرين سخن آن است كه بحث ما در زهد و عبادت و مانند آن نيست , بلكه بحث در ولايت است , زيرا بحث ولايت از اهميت بيشترى نسبت به بحثهاى ديگر برخوردار است . چون ولى از أسماء حسناى خداوند است و اگر سهمى از ولايت نصيب انسان گردد , مظهر( هوالولى) خواهد شد , آنگاه اگر دعا كند , فورا باران مى آيد و يا روزى ويژه اى بدون اسباب و شرايط عادى برايش فراهم خواهد شد . همچون مريم كبرى كه قرآن درباره او مى فرمايد( : كلما دخل عليها زكريا المحراب وجد عندها رزقا ) [١٠] به خلاف عابد و زاهد و غيره كه از اوصاف الهى و از أسماء حسناى حق نيست . آنكه مى تواند
[٩]سوره نحل , آيه ٥٣ .
[١٠]سوره آل عمران , آيه ٣٧ .