آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٢١ - تقسيمبندى روايات باب رجم
رجم كند؛ مگر آنكه چهار شاهد به زناى او شهادت دهند.- اين جمله را در گذشته بررسى كرديم. قسمت مورد نظر ما از اين حديث، جملهى اخير است كه فرمود:- وقتى چهار شاهد شهادت دادند، بر او صد تازيانه زده، و سنگسارش كنيد.
در اين حديث، مسأله پيرمرد و پيرزن مطرح نيست؛ امام عليه السلام حكم را روى زانى محصن برده كه نسبت به زن محصنه الغاى خصوصيّت مىشود.
٤- وبإسناده عن أحمد بن محمّد، عن العبّاس، عن ابن بكير، عن حمران، عن زرارة، عن أبي جعفر عليه السلام، قال: قضى عليّ عليه السلام في امرأة زنت فحملت فقتلت ولدها سرّاً، فأمر بها فجلدها مائة جلدة ثمّ رجمت وكانت (كان) أوّل من رجمها. [١] فقه الحديث: زراره از امام باقر عليه السلام نقل مىكند: اميرمؤمنان عليه السلام زنى را كه زنا داده، آبستن شده و فرزندش را مخفيانه كشت- يا پس از وضع حمل او را كشته و يا قبل از زايمان، مقدّمات قتل فرزند را فراهم كرد- دستور داد حاضرش ساخته، به او صد تازيانه زده، و او را سنگسار كرد. آن حضرت اوّلين كسى بود كه بر او سنگ زد.
موضوع حكم در اين روايت، مطلق زناى احصانى بوده كه بر آن صد تازيانه و رجم مترتّب شده است؛ زيرا، اين مطلب مسلّم است كه در غير زناى احصانى، رجم تحقّق ندارد.
آيا جمع بين تازيانه و رجم از جهت خصوصيّت زناى احصانى بوده، و يا قتل فرزند در شدّت حدّ نقش داشته است؟ هريك از اين دو جهت محتمل است. به نظر ما، با وجود روايات صحيحه و غير صحيحه، نيازى به اين روايت نيست.
٥- عوالي اللآلي: وفي الحديث: أنّ عليّاً عليه السلام جلد سراجة يوم الخميس ورجمها يوم الجمعة، فقيل له: تحدّها حدّين! فقال: جلدتها بكتاب اللَّه ورجمتها بسنّة رسول اللَّه. [٢]
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣٤٩، باب ١ از ابواب حدّ زنا، ح ١٣.
[٢]. مستدرك الوسائل، ج ١٨، ص ٤٢، باب ١ از ابواب حدّ زنا، ح ١٢.