آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٦٧ - تخلّل حدّ بين زناى مكرّر
[حكم ما لو تكرّر الزنا بعد اقامة الحدّ في كلّ مرّة]
[مسألة ٦- لو تكرّر من الحرّ غير المحصن ولو كان امرأة فاقيم عليه الحدّ ثلاث مرّات قتل في الرابعة. وقيل: قتل في الثالثة بعد إقامة الحدّ مرّتين وهو غير مرضيّ.]
تخلّل حدّ بين زناى مكرّر
اگر زناى مكرّر از حرّ غير محصنى سر زند و به دنبال هر زنايى، بر او حدّ جارى شود، به گونهاى كه سه مرتبه او را تازيانه زدند، در صورتى كه براى بار چهارم مرتكب زنا شد، حدّ او قتل است؛ هرچند زناى او غير احصانى هم باشد. گويا سه بار تازيانه خوردن و باز مرتكب زنا شدن، علامت اين است كه تازيانه بر اين فرد مؤثّر نيست؛ وگرنه دست از اين عمل برمىداشت.
برخى از فقها گفتهاند: پس از دوبار اجراى حدّ تازيانه، در مرتبهى سوم او را مىكشند، و شيخ طوسى رحمه الله در كتاب خلاف، كشته شدن را پس از مرتبه چهارم اجراى حدّ تازيانه فرموده است. [١] مشهور فقها قتل را در مرتبهى چهارم دانستهاند و سيّد مرتضى رحمه الله در كتاب انتصار [٢] و ابن زهره رحمه الله در غنيه [٣] بر آن ادّعاى اجماع كردهاند؛ در مقابل آنان شيخ صدوق و پدرش رحمهما الله [٤] و ابن ادريس رحمه الله [٥] فتوا به قتل در مرتبهى سوم دادهاند، و ابن ادريس رحمه الله بر آن ادّعاى اجماع دارد.
با توجّه به نحوهى اختلاف در مسأله، معلوم مىشود اجماع نقشى در آن ندارد و بايد مستند آن را ملاحظه كرد.
[١]. الخلاف، ج ٥، ص ٤٠٨، مسأله ٥٥.
[٢]. الانتصار، ص ٥١٩.
[٣]. غنية النزوع، ص ٤٢١.
[٤]. فقه الرضا، ص ٢٧٧؛ المقنع، ص ٤٢٨؛ المختلف، ج ٩، ص ١٥٥.
[٥]. السرائر، ج ٣، ص ٤٤٢.