آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٧٧ - فرع اوّل حكم زنا با محارم نسبى
ب: اگر تعبير همانند روايت جميل بن درّاج [١] باشد كه پرسيد: ضربهى شمشير كجاى بدن فرود آيد؟ امام عليه السلام فرمود: به گردنش. كدام يك از دو احتمال زير در آن ممكن است؟
اوّل: جميل مىدانسته بايد ضربتى زده شود، امّا نمىدانسته بايد منتهى به قتل بشود يا نه.
دوم: اطلاق ضربهى به سيف را ديده كه شامل ضربت به گردن، پا و ... مىشود و بر هر نقطهاى از بدن صادق است، جميل از محل فرود ضربت مىپرسد.
ظاهر روايت، سؤال از موضع ضربت است، و در متفاهم عرفى از چنين سؤال و جوابى، استفادهى قتل مشكل است.
نكته چهارم: در دو روايتى كه آنها را از دور خارج كرديم- (روايت مرسلهى محمّد بن عبداللَّه بن مهران و خبر عامر بن سمط) [٢] مطلب قابل توجّهى است كه مىتوانيم از آن استفاده كنيم؛ هر چند روايت را ضعيف و مجعول بدانيم. زيرا، در مقام ظهورگيرى بايد به آشناى به لغت عرب مراجعه كرد. در اين دو روايت، اين عبارت ديده مىشود:
يضرب ضربة بالسيف. قلت فإنّه يخلص قال: يحبس أبداً حتّى يموت.
يضرب ضربة بالسيف بلغت منه ما بلغت، فإن عاش خلّد في السجن حتّى يموت.
اگر معناى ضربت با شمشير به هر جا منتهى شود، كشتن مجرم است، راوىِ عرب، متخصّص در لغت، چگونه به خود اجازه مىدهد از امام عليه السلام بپرسد اگر پس از آن ضربت زنده ماند، تكليف چيست؟ اگر مقصود قتل است، ديگر جاى اين سؤال نيست. به او مىخندند چه مىگويى؟! پس از قتل، امكان زندگى نيست. لذا، نمىتوان متفاهم عرفى از اين عبارت را قتل دانست.
نظر برگزيده
خلاصهى مباحث گذشته و نتيجهى جمع بين روايات در مورد كسى كه با محارم خود زنا كرده باشد، «يضرب ضربة بالسيف في عنقه» است. در فهم مراد و مقصود از اين جمله،
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣٥٨، باب ١٩ از ابواب حدّ زنا، ح ٢ و ٣.
[٢]. همان، ح ٤؛ و ص ٣٨٧، ح ١٠.