آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٥٣٣ - فرع اوّل دفن مقدارى از بدن زانى براى رجم
مىكند كه در اين حال، نقل او جنبهى تاريخى ندارد، بلكه هدفش بيان حكم است. بيان حكم به دو نوع است:
الف: امام عليه السلام حكم را بهطور مستقيم و بدون نقل مسائل گذشته بفرمايد.
ب: افعال و گفتار پيامبر و يا اميرمؤمنان عليهما السلام به عملى مستحبّ دست زده يا يكى از راههاى اجراى حدّ رجم را پياده كرده است؛ بلكه اين بيان مانند گفتار امام باقر عليه السلام است كه بگويد: «احفر حفيرة». در نتيجه، حفر گودال تعيّن دارد.
طرح دو اشكال و جواب
١- در دو روايت گذشته، عنوان «دفن» مطرح بود؛ ولى در اين روايت سوم مىفرمايد: «حفر لها حفيرة في الرحبة وأدخلها الحفيرة إلى الحقو وموضع الثديين» [١]؛ يعنى فقط مسألهى حفر گودال و قرار گرفتن زن در آن آمده است. بين اين دو مطلب چگونه جمع مىكنيد؟
در پاسخ اين اشكال مىگوييم: دو روايت موثّقه، مطلبى اضافهتر از اين روايت صحيحه را حكايت مىكند؛ يعنى مشتمل بر عنوان دفن بود، و اين قرينه است بر آن كه مراد وقوع زن در حفيره به صورت دفن بوده است.
در نتيجه، با توجّه به اين روايات صحيحه و موثّقه، نمىتوانيم از عنوان «دفن» صرفنظر كنيم.
٢- در فرع بعد مطرح شده كه اگر زنا با اقرار ثابت شد و زانى از گودال فرار كند، او را برنمىگرداند. اين مطلب با دفن بدن او تا حقوين و يا نزديك سينه چگونه قابل جمع است؟
براى فردى كه قسمتى از بدنش دفن مىشود، امكان فرار وجود ندارد، و فرع بعد هيچگاه نمىتواند محقّق گردد و موضوع پيدا كند.
پاسخ اين اشكال آن است كه: اوّلًا: دليلى نيامده كه حاكم را به بازگشتنِ راه فرار موظّف كند.
ثانياً: دفن قسمتى از بدن زانى با سنگ، سيمان و بتون آرمه نيست كه هيچ امكان فرار نداشته باشد؛ بلكه اطراف بدنش خاك مىريزند و حتّى خاكها را نمىكوبند تا محكم
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣٨٠، باب ١٦ از ابواب حدّ زنا، ح ٥.