آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٤١ - بررسى روايات دالّ بر سه عنوان
جواب: در پاسخ اين اشكال گفته مىشود: اوّلًا: عبارات روايات در نقلها كم و زياده شده و در بعضى از آنها، روايت مشتمل بر مطالب بيشترى است. آيا صرف مطلب زيادتر داشتن دليل مىشود كه از اضافات راوى است و به امام عليه السلام مربوط نيست؟
ثانياً: بر فرض كه جملهى «وهما اللّذانّ قد أملكا ولم يدخل بها» تفسيرى از راوى بر كلام امام عليه السلام بوده باشد، امّا به چه مجوّزى مرحوم شيخ آن را نياورده است؟ بلكه بايد آن را به عنوان تفسير راوى نقل مىكرد. لذا، صرف آنكه شيخ طوسى رحمه الله ذيل حديث را نقل نمىكند، سبب وهن آن نشده، و روايت از نظر سند و دلالت خوب و قابل استدلال است.
نقطهى ضعف روايت، فقط مطرح كردن تبعيد در مورد زن است در حالى كه نوع فقها معتقدند زن را نبايد تبعيد كرد؛- البته در آينده به بررسى اين مطلب مىپردازيم- ليكن اين جهت نيز سبب وهن روايت نمىشود؛ زيرا، ممكن است به تبعيد او قائل شويم؛ و بر فرض اين كه به تبعيد هم قائل نشويم، دلالت روايت در مورد زن را كنار گذاشته، امّا در مورد مرد به آن عمل مىكنيم.
٢- وعنه، عمّن رواه، عن زرارة، عن أبي جعفر عليه السلام، قال: المحصن يرجم، والّذي قد أملك ولم يدخل بها فجلد مائة ونفي سنة. [١]
فقه الحديث: امام باقر عليه السلام فرمود: محصن را سنگسار، و به كسى كه زن گرفته و به او دخول نكرده، صد تازيانه زده، او را يك سال تبعيد مىكنند.
الف: از جهت سند؛ روايت به نقل مرحوم كلينى مرسله است؛ زيرا، يونس معيّن نمىكند توسط چه فردى حديث را از زراره نقل مىكند؛ و نقل شيخ طوسى رحمه الله كه يونس بن عبدالرّحمان روايت را به طور مستقيم از زراره نقل كرده است نيز صحيح نيست؛ زيرا، از خارج مىدانيم يونس بدون واسطه نمىتواند از زراره روايت داشته باشد. به تعبير مرحوم آيتاللَّه بروجردى، زراره از طبقهى چهارم روات و يونس از طبقهى ششم آنهاست، و فردى كه در طبقهى ششم جاى دارد، نمىتواند از كسى كه در طبقهى چهارم است روايت كند. بنابراين، روايت به هر دو طريق مرسله است.
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣٤٨، باب ١ از ابواب حدّ زنا، ح ٦.