آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٣٠ - وجوه جمع بين روايات
«أكرم العلماء» و ديگرى «أكرم العلماء إلّازيداً» است. جمع بين اين دو دليل، به تخصيص زدن اوّلى است.
وجود ادات استثناء مانند «غير» يا «إلّا» بيانگر تخصيص است؛ لذا، براى مخصّص متّصل، مثال به «إكرم العلماء إلّازيداً» زده مىشود.
مشكلى كه صاحب جواهر رحمه الله مطرح مىكند شهرت يا بالاتر از آن اتّفاق اصحاب است كه نه عدد صد را پذيرفتهاند و نه عدد نود و نُه را؛ بلكه اصلًا عددى را مطرح نكرده، و اختيار آن را به عهدهى حاكم مىدانند. از اين رو، نتيجهى اين جمع با فتواى مشهور موافقت ندارد. [١] وجه دوم: حمل بر تقيّه
رواياتى كه بر عدد صد تازيانه دلالت دارد، موافق با عامّه است؛ پس، به حمل كردن بر تقيّه ساقط مىشود؛ و به روايات نود و نه تازيانه كه مخالف با عامّه است عمل مىشود. [٢] دليل تقيّهاى بودن دستهى اوّل از روايات، روايت زير است:
وعنه، عن أبيه، عن إبن أبي عمير، عن عبدالرحمن بن الحجّاج، قال: كنت عند أبي عبداللَّه عليه السلام فدخل عليه عباد البصري و معه اناس من أصحابه. فقال له: حدّثني عن الرجلين إذا اخذا في لحاف واحد، فقال له: كان عليّ عليه السلام إذا أخذ الرجلين في لحاف واحد ضربهما الحدّ.
فقال له عباد: إنّك قلت لي: غير سوط، فأعاد عليه ذكر الحديث (الحدّ) حتّى أعاد ذلك مراراً، فقال: غير سوط. فكتب القوم الحضور عند ذلك الحديث. [٣]
فقه الحديث: عبدالرّحمان گويد: نزد امام صادق عليه السلام بودم، عباد بصرى- يكى از فقيهان اهل سنّتِ معاصر با امام صادق عليه السلام- با جمعى از يارانش به خدمت امام صادق عليه السلام آمدند.
عباد از امام عليه السلام سؤال كرد، اگر دو مرد را زير يك لحاف يافتند، حكم آنان چيست؟
[١]. جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٢٩٠ و ٢٩١.
[٢]. همان.
[٣]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣٦٣، باب ١٠ از ابواب حدّ زنا، ح ٢.