آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٧٨ - ادلّهى احتمال اوّل
مىگويد: مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و گفت: حدّى بر گردن من است، آن را جارى كن؛ امّا آن را معيّن نكرد. زمان نماز فرا رسيد، پيامبر صلى الله عليه و آله نماز را اقامه كرد؛ آن مرد دوباره از پيامبر صلى الله عليه و آله خواست تا حدّ را بر او اقامه كند. رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: آيا تو همراه ما نماز نخواندى و در نماز جماعت شركت نكردى؟ گفت: آرى. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: خداوند گناه و حدّ تو را عفو كرد و بخشيد.
اين روايت دلالت دارد اقرار اجمالى مفيد نيست و پيامبر صلى الله عليه و آله او را مكلّف به توضيح و تعيين نوع حدّ نكردند.
٥- قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله: من أتى هذه القاذورات شيئاً فستر ستره اللَّه، وأنّ من بدا صفحته أقمنا عليه الحدّ. [١] فقه الحديث: پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: اگر شخصى كه كثافت كارى كرده، آن را مخفى كند به گونهاى كه كسى غير از خودش و خدا نفهمد، خدا نيز او را مىپوشاند. امّا كسى كه مطلب را علنى و آشكار ساخت، بر او حدّ جارى مىكنيم.
مستدِلّ بايد به اين قسمت از حديث كه مىگويد «فستر ستره اللَّه» تمسّك كند و بگويد: مراد اقرار اجمالى است.
٦- وعنه، عن أحمد بن محمّد بن خالد، رفعه عن أمير المؤمنين عليه السلام في حديث الزاني الّذي أقرّ أربع مرّات، أنّه قال لقنبر: احتفظ به، ثمّ غضب وقال:
ما أقبح بالرجل منكم أن يأتي بعض هذه الفواحش فيفضح نفسه على رؤوس الملأ، أفلا تاب في بيته، فواللَّه لتوبته في ما بينه وبين اللَّه أفضل من إقامتي عليه الحدّ. [٢]
فقه الحديث: اين حديث مربوط به مردى است كه چهار بار نزد اميرمؤمنان عليه السلام به زنا اقرار كرد. امام عليه السلام دستور بازداشت او را داد و سر انجام او را سنگسار كرد. ذيل اين
[١]. جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٢٨٥؛ سنن البيهقى، ج ٨، ص ٣٣٠.
[٢]. جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٢٨٥؛ سنن البيهقى، ج ٨، ص ٣٣٠.