آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ١٩٣ - شرط ششم حرّيت فاعل
فقه الحديث: امام عليه السلام فرموده است: كنيزى كه زنا كند، پنجاه تازيانه مىخورد؛ شوهر داشته باشد يا نه.
از آنچه گذشت، روشن شد روايات معتبر دلالتى صريح و روشن بر مطلب اوّل دارند؛ يعنى: وقوع زنا در حال حرّيت سبب احصان است و بهطور كلّى عبد و كنيز رجم ندارند.
مطلب دوم: وطى به اهل بايد در حال حرّيت باشد. بنابراين، براى تحقّق احصان، فقط حرّيت در حال زنا كافى نيست.
از مرحوم امام تعجّب است كه بلوغ و عقل واطى در دخول به اهل را با اينكه دليل محكمى نداشت، به نحو احتياط از شرايط تحقّق احصان شمردند، ولى حرّيت در اين حال را با وجود دليل روشن و معتبر، بهعنوان شرط ذكر نكردهاند.
به عبارت ديگر، همانگونه كه بلوغ و عقل در حال وطى به اهل را از شرايط احصان قرار دادند، بايد اين شرط را نيز اضافه مىكردند كه وطى به اهل بايد در حال حرّيت باشد؛ زيرا، دليل روشن بر اعتبار حرّيت داريم. عبارت «السادس أن يكون حرّاً» دلالت بر اين مطلب ندارد، و فقط اعتبار حرّيت را در زمان زنا افاده مىكند.
به هر حال، در اينجا به روايات اين مطلب اشاره مىكنيم:
١- وعنه، عن أحمد بن محمّد و عن عليّ بن إبراهيم، عن أبيه، جميعاً عن ابن محبوب، عن ابن رئاب، عن أبي بصير، يعني المرادي، عن أبي عبداللَّه عليه السلام، قال: في العبد يتزوّج الحرّة ثمّ يعتق فيصيب فاحشة، قال:
فقال: لا رجم عليه حتّى يواقع الحرّة بعد ما يعتق. قلت: فللحرّة خيار عليه إذا أعتق؟ قال: لا، قد رضيت به وهو مملوك فهو على نكاحه الأوّل. [١]
فقه الحديث: اين روايت، بين صحيحه و حسنه مردّد است، ابو بصير از امام صادق عليه السلام نقل مىكند: دربارهى عبدى كه با زن حرّى ازدواج كرده، و پس از آزادى مرتكب عملفحشا و زنا مىشود، سؤال شد. امام عليه السلام فرمود: او را سنگسار نمىكنند، مگر آنكه پس از آزادى، با زن حرّش جماع كرده باشد. و پس از آن- در حالى كه هر دو حرّ هستند-
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣٥٨، باب ١٨ از ابواب حدّ الزنا، ح ٥.