آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٥٨٦ - فرع چهارم حكم كسى كه حدّ بر عهده دارد
فقه الحديث: روايت بين صحيحه و حسنه مردّد است. امام باقر عليه السلام فرمود: مردى را كه به فجور اقرار كرده بود نزد اميرمؤمنان عليه السلام آوردند. امام عليه السلام به اصحابش فرمود: فردا در حالى كه سر و صورت خود را پوشيدهايد، نزد من بياييد. وقتى فردا آمدند، امام عليه السلام فرمود:
هر كه عملى مشابه با عمل اين مرد انجام داده، حق رجم ندارد و برگردد. برخى از اصحاب منصرف شده و تعدادى باقى ماندند و او را رجم كردند.
دلالت اين روايت نيز بر مطلوب تمام است.
٣- مرفوعه برقى: قال: معاشر المسلمين إنّ هذه حقوق اللَّه فمن كان للَّهفي عنقه حقّ فلينصرف ولا يقيم حدود اللَّه من في عنقه حدّ فانصرف النّاس وبقي هو والحسن والحسين عليهم السلام .... [١] فقه الحديث: هر چند اين حديث را كلينى رحمه الله از برقى به طور مرفوعه روايت مىكند و از اين رو، حجيّت ندارد؛ ليكن علىّ بن ابراهيم اين روايت را در تفسيرش از پدرش ازابى نجران از عاصم بن حميد از ابىبصير مرادى از امام صادق نقل مىكند كه سندش خوب و معتبر است.
مردى در كوفه نزد اميرمؤمنان عليه السلام آمد و به زنا اقرار كرد. جمعيّت را براى رجم او دعوت كردند، آنگاه حضرت فرمود: اى مسلمانان، حدّى كه مىخواهيد پياده كنيد حقّ خداست؛ بنابراين هر كسى در گردنش حقّى باشد، حقّ اقامهى حدود را ندارد و برگردد.
محمّد بن عليّ بن الحسين بإسناده عن سعد بن طريف، عن الأصبغ بن نباتة حديث: ... فغدا النّاس كما أمرهم قبل إسفار الصّبح، فأقبل عليّ عليه السلام ثمّ قال:
نشدت اللَّه رجلًا منكم للَّهعليه مثل هذا الحقّ أنْ يأخذ للَّهبه، فإنّه لا يأخذ للَّه بحقّ من يطلبه اللَّه بمثله .... [٢] فقه الحديث: داستان مردى است كه نزد اميرمؤمنان عليه السلام به زنا اقرار كرد و بنا شد فردا صبح او را رجم كنند. پس از تشريف فرمايى، اوّلين جملهاى كه امام عليه السلام فرمود، اين بود:
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣٤٢، باب ٣١ از ابواب مقدّمات حدود، ح ٣.
[٢]. همان، ح ٤.