آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٩٦ - فرع دوم حكم زناى كافر با زن مسلمان
حضرت رسيده و اظهار پشيمانى مىكردند. پيامبر صلى الله عليه و آله نيز اسلامشان را مىپذيرفت. در اين ميان فردى به نام عبداللَّه بن ابىاميّه برادر امّسلمه همسر رسول خدا صلى الله عليه و آله، به خدمت آن بزرگوار آمده، اسلام خود را عرضه كرد، ولى پيامبر صلى الله عليه و آله به او اعتنا نكرده، جواب نداد.
عبداللَّه نزد خواهرش رفت و گفت: نمىدانم چه واقع شده؟ پيامبر صلى الله عليه و آله، اسلام همه را قبول و عذرشان را پذيرفت، ليكن به من هيچ اعتنايى ندارد.
امّسلمه به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله گفت: رحمت شما شامل حال همهى مردم از عرب و قريش شده است؛ و در ميان عرب و قريش، فقط برادر من بايد از آن محروم باشد. علّت اين حرمان چيست؟
رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: برادر تو از من تكذيبى كرد كه هيچكس در مقام تكذيب به اين خصوصيّت و پايه نرسيده است؛ او گفت: «به تو ايمان نمىآوريم تا چشمهاى از زمين جارى كنى و ...»
امّسلمه گفت: يا رسولاللَّه صلى الله عليه و آله! آيا شما نفرمودى: اسلام هر عملى كه در زمان كفر سر زده است را مىپوشاند؟
پيامبر صلى الله عليه و آله با شنيدن اين كلام، اسلام برادر امّسلمه را پذيرفت.
با مطرح بودن روايت در مجامع روايى شيعه و استناد فقها به آن در موارد بسيار زياد، نمىتوان آن را به عنوان يك مؤيّد مطرح كرد و گفت: در هر موردى كه استناد شده، دليلى ديگر داشتهاند؛ و اين روايت، مؤيّد مطلب بوده است.
بر فرض اينكه روايت، عامّى و در كتب شيعه نقل نشده باشد، باز استناد به آن مشكلى ندارد؛ زيرا، مورد عمل فقهاى اماميّه واقع شده است. از اين رو، معتبر است و نمىتوان از جهت سند، حكم به عدم حجّيت آن داد.
خلاصهى بحث: با وجوداين روايت معتبره در مقام، و نبودن عارض و مانع، آنچه را كه صاحب كشف اللثام رحمه الله [١] به صورت احتمال فرموده، ما به صورت جزمى مىگوييم؛ و آن اينكه: اگر ذمّى پس از زنا، اسلام آورد، اسلام افعال گذاشتهاش را پوشانده و هيچ حكمى بر زناى او مترتّب نمىشود.
[١]. كشف اللثام، ج ٢، ص ٣٩٨، (طبع قديم).