آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ١٣١ - مقام اوّل ادلّهى سقوط حدّ در موارد شبهه
أعلمته وأخبرته، فإن ركبه بعد ذلك جلدته وأقمت عليه الحدّ. [١]
فقه الحديث: سند اين روايت صحيح است. حلبى از امام صادق عليه السلام روايت مىكند كه آن حضرت فرمود: اگر كسى مسلمان شد و شهادتين را گفت، آنگاه شراب خورده، زنا كرد و ربا گرفت، در حالىكه هنوز به مسائل حلال و حرام آشنا نشده (خواه در اثر كمبود وقت و يا نبودن امكانات)، بر او حدّ جارى نمىكنم، مگر اينكه دو شاهد عادل شهادت دهند سورههايى كه در آن از حرمت زنا و شرب خمر و اكل ربا سخن رفته را قرائت كرده است.
(بايد توجّه داشت روايت مربوط به كسى است كه با لغت عربى آشنايى دارد؛ ولى در حقيقت، مقصود اين است كه اگر دليلى بر آگاه بودن شخص به حرمت اين امور قائم شد، حدّ دربارهاش جارى مىشود.)
پس، امام عليه السلام فرمود: اگر جاهل به مسأله است او را آگاه مىكنم؛ و پس از آن، اگر مرتكب آن گناه شد، به او تازيانه مىزنم و بر او حدّ جارى مىكنم.
اشكالى كه در دلالت روايت وجود دارد، مربوط به اكل ربا است كه براى آن حدّى نداريم؛ ليكن اين اشكال قابل دفع است. زيرا، حدّ در اينجا به معناىِ اعمِ از تعزير استعمال شده است؛ بنابراين، دلالت آن تمام است.
٣- محمّد بن يعقوب، عن عليّ بن إبراهيم، عن محمّد بن عيسى بن عبيد، عن يونس، عن أبي أيّوب الخزّاز، عن محمّد بن مسلم، قال: قلت لأبي جعفر عليه السلام رجل دعوناه إلى جملة الإسلام فأقرّ به، ثمّ شرب الخمر وزنى وأكل الربا ولم يتبيّن له شيء من الحلال والحرام، اقيم عليه الحدّ إذا جهله؟ قال: لا، إلّاأن تقوم عليه بيّنة أنّه قد كان أقرّ بتحريمها. [٢]
فقه الحديث: سند روايت معتبر است. محمّد بن مسلم از امام عليه السلام دربارهى مردى مىپرسد كه به اسلام گرويده و به آن اعتراف و اقرار كرده است، آنگاه شرب خمر، زنا و
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣٢٣، باب ١٤ از ابواب مقدّمات حدود، ح ١.
[٢]. همان، ح ٢.