آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٢٧ - روايات دستهى اوّل
عبارتى كه در متن روايت هست- «حدّ الجلد أن يوجدا في لحاف واحد»- يك قضيهى حمليه است و در آن مسامحه است؛ زيرا، حدّ جلد در زير يك لحاف پيدا شدن نيست.
آيا حدّ معناى اصطلاحى دارد- همانگونه كه تا اينجا معنى كرديم- و يا معناى لغوى دارد؟ [١] «حدّ الجلد» يعنى مرزى كه براى جلد و تازيانه تحقّق دارد. «جَلْد» يك فرد روشن و متيقّن دارد، و آن زناى همراه با مواقعه است و يك فرد مخفى دارد كه اين مرزجَلْد است؛ يعنى مرد و زن در يك لحاف پيدا نشوند. پس دايرهى تازيانه گسترش دارد و به اين مقدار هم مىرسد. اين نكته در يكى از وجوه جمع كه در آينده بيان خواهيم كرد، نقش به سزايى دارد.
نتيجه اين كه روايت دلالت بر صد تازيانه مىكند.
٢- وعنه، عن أبيه، عن إبن محبوب، عن عبداللَّه بن سنان، عن أبي عبداللَّه عليه السلام، قال: سمعته يقول: حدّ الجلد في الزنا أن يوجدا في لحاف واحد، والرجلان يوجدان في لحاف واحد والمرأتان توجدان في لحاف واحد. [٢]
فقه الحديث: امام صادق عليه السلام در اين روايت فرموده است: هرگاه زن و مردى در لحاف واحد پيدا شدند، به آنان صد تازيانه زده مىشود. (به نقل كلينى رحمه الله در كافى).
آيا ظاهر عبارت «جلدا مائة جلدة» اين است كه مجموع تازيانهاى كه به مرد و زن مىزنند، صد تازيانه است و يا به هر كدام صد تازيانه زده مىشود؟
روايت در معناى دوم ظهور دارد؛ شاهدش نيز آن است كه شيخ طوسى رحمه الله همين روايت را به سند خود از صفوان چنين نقل مىكند:
وأمّا ما رواه الحسين بن سعيد، عن صفوان، عن عبدالرحمن الحذّاء، قال: سمعت أبا عبداللَّه عليه السلام يقول: إذا وجد الرجل والمرأة في لحاف واحد جلدا
[١]. معظّم له در كتاب تفصيل الشريعه في شرح تحرير الوسيلة (ص ٧) نظر اخير را اختيار و نوشتهاند: «وإضافة الحدّ إلى الجلدليست إضافة بيانيّة كما هو ظاهر بل المراد من الحدّ آخر ما يتحقّق به الجلد».
[٢]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣٦٤، باب ١٠ از ابواب حدّ زنا، ح ٤.