آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٥٨٣ - فرع سوم اندازهى سنگها
كردن داشته باشد، مانند: رمى سهام و رمى حجر؛ لذا، رسيدن سنگ به مرجوم كافى نيست؛ مثلًا كسى بالاى سرزانى رفته و يك سنگ يك تُنى را بر سرش بيندازد، در اين صورت عنوان رمى صدق نمىكند؛ بلكه انداختن سنگ صادق است.
عنوان دوّمى كه در روايت آمده، عنوان «حجر» و عنوان سوم، «صغار» است؛ و هر سه عنوان در اين موثّقه، و موثّقهى سماعه آمده است.
ب: موثّقهى سماعه، عن أبي عبداللَّه عليه السلام، قال: تدفن المرأة إلى وسطها ثمّ يرمي الإمام ويرمي الناس بأحجار صغار .... [١] بنابراين، بايد هر سه عنوان موجود باشد تا رجم صادق آيد؛ پس، اگر از چوب يا اشياى ديگر استفاده شود، اثر ندارد. سنگها نيز بايد كوچك باشند.
آيا «صغار» در مقابل «كبار و متوسّط» است و يا آنطور كه صاحب جواهر رحمه الله فرموده، [٢] احتمال دارد مقصود سنگهاى معتدل و متوسط باشد؟ بنا بر اين احتمال، شن را نه به جهت اين كه سنگ بر آن صدق نمىكند، بلكه از جهت عدم صدق سنگ متوسّط بر آن، خارج مىكنيم؛ زيرا، شن، سنگهاى بسيار ريز و كوچك هستند.
سنگهاى بزرگى كه با يك مرتبه انداختن به علّت زيادى وزن موجب قتل مرجوم و مرجومه مىشود نيز با عنوان «احجار صغار» خارج مىشود.
تعبير امام راحل رحمه الله به «وينبغي أن يكون الأحجار صغاراً بل هو أحوط» و مرحوم محقّق در شرايع به «ينبغي أن تكون الحجارة صغاراً» [٣] وجهى ندارد؛ زيرا، هر دو موثّقه ظهور در وجوب دارد؛ همانگونه كه نسبت به جهات ديگر، دفن و ترتيب رمى امام عليه السلام و رمى ناس را لزومى مىدانستيد، بايد كوچك بودن سنگها را نيز واجب بدانيد؛ و به چه دليل ذيل روايت از حكم لزومى خارج شود؟ روايت در مقام بيان مصداق احجار نيست؛ بلكه در مقام بيان كيفيّت رجم از جهات مختلف است. يكى از جهات مطرح شده، اندازهى سنگ است.
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣٧٤، باب ١٤ از ابواب حدّ زنا، ح ٣.
[٢]. جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٣٥٥.
[٣]. شرايع الاسلام، ج ٤، ص ٩٣٩.