آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٥٣١ - فرع اوّل دفن مقدارى از بدن زانى براى رجم
پوشيد؛ و ادّعا كرد ظهور در وجوب يا تحقّق عنوان دفن ندارد؛ به خصوص، با توجّه به اين نكته كه در فقه معمولًا عنوان دفن دربارهى مردگان استعمال دارد.
اگر براى اين عنوان، خصوصيّتى نبود و موضوعيّتى نداشت، به چه وجه و دليلى آن را به كار برده است؟ لذا، تا دليل محكمى بر خلاف اين ظهور قائم نشود، نمىتوان از آن رفع يد كرد.
٢- عن عليّ بن إبراهيم، عن محمّد بن عيسى بن عبيد، عن يونس، عن سماعة، عن أبي عبداللَّه عليه السلام، قال: تدفن المرأة إلى وسطها، ثمّ يرمي الإمام ويرمي النّاس بأحجار صغار، ولا يدفن الرّجل إذا رجم إلّاإلى حقويه. [١]
فقه الحديث: اين موثّقه نيز دلالتى همانند موثّقهى سابق با اضافهاى در مرد دارد.
حضرت فرمود: زن را تا وسط دفن كرده، آنگاه امام عليه السلام آغاز به رجم كرد؛ مردم پس از او با سنگهاى كوچك به او مىزنند، و براى رجم، مرد را تا حقوين دفن مىكنند نه بيشتر.
اين روايت، دفن را دربارهى رجم مرد و زن زانى، هر دو مىآورد و امتياز مرد را بر زن در مقدار دفن بيان مىكند؛ كه در زن «إلى وسطها» و در مرد «إلى حقويه» است.
٣- وبإسناده عن يونس بن يعقوب، عن أبي مريم، عن أبي جعفر عليه السلام، قال:
أتت امرأة أمير المؤمنين عليه السلام فقالت: إنّي قد فجرت، فأعرض بوجهه عنها فتحوّلت حتّى استقبلت وجهه، فقالت: إنّي قد فجرت، فأعرض عنها، ثمّ استقبلته فقالت: إنّي قد فجرتُ فأعرض عنها، ثمّ استقبله فقالت: إنّي فجرت، فأمر بها فحبست وكانت حاملًا، فتربّص بها حتّى وضعت، ثمّ أمر بها بعد ذلك فحفر لها حفيرة في الرحبة وخاط عليها ثوباً جديداً وأدخلها الحفيرة إلى الحقو وموضع الثديين وأغلق باب الرحبة ورماها بحجر وقال: بسم اللَّه اللّهمّ على تصديق كتابك وسنّة نبيّك، ثمّ أمر قنبر فرماها بحجر .... [٢] سند روايت: اين روايت از نظر سند، صحيحه است؛ و مناقشهى بعضى در سند به
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣٧٤، باب ١٤ از ابواب حدّ زنا، ح ٣.
[٢]. همان، ص ٣٨٠، باب ١٦ از ابواب حدّ زنا، ح ٥.