فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٧٥٦ - حِكمَت
صفات و اسماء او است«الحكمة معرفة الوجود الواجب».
ج-حكمت عبارت از علم تام است.
د-حكمت عبارت از فعل محكم است و فعل محكم فعلى است كه«هوان يكون قد اعطى كل شىء حقه»و يا اعطى الشيء جميع ما يحتاج اليه ضرورة فى الوجود و فى حفظ وجوده بحسب الامكان ان كان ذلك الامكان فى مادة فبحسب الاستعداد الذى فيها و ان لم يكن فى مادة فبحسب الامكان الامر فى نفسه كالعقول الفعالة».
ه-حكمت عبارت از صناعت نظرى است كه بدان استفاده شود چگونگى حال وجود آن طور كه فى نفس الامر باشد«و ما عليه الواجب من حيث اكتساب النظريات و اقتناء الملكات لتستكمل النفس و تصير عالما معقولا مضاهيا للعالم الموجود فتستعد بذلك للسعادة القصوى و ذلك بحسب الطاقة البشرية».
و-حكمت عبارت از علم باسباب و علل تكميل قواى انسانى است.
ز-حكمت عبارت از تشبه بذات حق تعالى است.
ح-حكمت عبارت از صيرورت انسان است جهان عقلى كه مشابه با جهان عينى باشد.
«الحكمة هى التشبه بالاله بحسب الطاقة البشرية».
(اخوان ج ٣ ص ١٥٢) ط-حكمت عبارت از چيزى است كه نظر كند در صورت و غايت اولى«ان هاهنا علما واحدا يسمى حكمة و هو الذى يختص بالنظر فى الصورة الاولى و الغاية».
(از رسائل جابر بن حيان ص ١٦٨) حكمت از نظر اخلاق عبارت از استعمال عقل عملى بود چنانكه بايد و مظهر آن نفس ناطقه است و آنچه تحت حكمت است هشت امر است كه عبارت بود از ذكاء، سرعت فهم،سهولت تعلم،حسن تعقل،تحفظ، تذكر و غيره.
(از اخلاق ناصرى ص ٥٩،٥٦،٨٦، ٥٨ و رجوع شود به اسفار ج ٣ ص ٨٠- دستور ج ٢ ص ٤٥).
عبد الله انصارى گويد:اما حقيقت حكمت شناختن كارى است سزاى آن و بنهادن چيزى است بر جاى آن چيز و شناختن هر كس در قالب آن كس و ثمرۀ حكمت وزن معامله با خلق نگه داشتن است،ميان شفقت و مداهنت.و وزن معاملت با خود نگه داشتن است ميان بيم و اميد.و وزن معاملت با حق نگه داشتن است ميان هيبت و انس.
حكمت آن نور است كه شعاع آن بر تو زند،زبان بصواب ذكر بيارايد و دل بصواب فكر بيارايد و اركان بصواب حركت بيارايد،سخنى كه گويد بحكمت گويد،دلها بايد،جانها را صيد كند،فكرت كه كند بحكمت كند،بازوار،پرواز كند.
(از عده ج ١،ص ٧٣٨).
پير طريقت گفت الهى از آنچه نخواستى چه آيد؟و آن را كه نخنداندى كى آيد؟و نابايسته را جواب چيست؟دهن تلخ را چه سود گردش آب خوش در جوارش،خار را چه حاصل از آن كش بوى گل در كنار است، قسمتى رفته نفزوده و نكاسته،چه توان كرد؟ قاضى اگر چنين خواسته،شيطان در