فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٩٠٣ - رِجالِ غَيب
رَبُّ المَشارِق
-(عرفانى)مراد ذات حق است مأخوذ از قرآن كريم.
رُبُوبيَّت
-(اصطلاح عرفانى)صفت ربوبيت و مقام ربوبيت از صفات ذات اضافه است و مقام تعبد محض و محور صفات، ربوبيت است كه گفتهاند«الربوبية سبقت العبودية و بالربوبية ظهرت العبودية و تمام وفاء العبودية مشاهدة الربوبية» (از طبقات ص ٣٢٠) و گفتهاند«الربوبية نفاذ الامر و المشية و التقدير و القضية،و العبودية معرفة المعبود و القيام بالعهود» (از طبقات ص ٤٤٥).
رَبع
-(بفتح راء-نجومى)در ميان شكل عوايد يا صليب ستارة بود كوچك كه آن را ربع نامند.
رجوع باوتاد شود.
ربع مقبل
-(نجومى)رجوع باوتاد شود.
رَبيع
-(اصطلاح عرفانى)ربيع يعنى بهار و در اصطلاح مقام بساطت را گويند در قطع مسافت سلوك.
رَتق
-(اصطلاح فلسفى)رتق يعنى بسته شدن و در اصطلاح اجمال مادة- وحدانيت است كه آن را عنصر اعظم ناميدهاند كه قبل از آفريدن آسمان مرتوق بوده و بعد از مرتبت تعين اول مفتوق گرديده است و گاه اطلاق شود بر نسب حضرت واحديت باعتبار«لا ظهورها»و بر هر بطونى و غيبى مانند حقايق مكنونۀ در ذات احديت اطلاق شود قبل از مرتبت تفاصيل آنها در مرتبت واحديت.
(كشاف ص ٥٨٠-اصطلاحات شاه نعمت الله ص ٥٩).
شاعر گويد:
بگشوده در بسته و بنموده جمال
اسماء بنمودند جمالى بكمال
و بهر حال رتق در مقابل فتق است «رتق و فتق»بمعناى حل و عقد است و بوجهى بمعناى لف و نشر است و مراد از رتق مرحلۀ لفى و جمعى و كمونى است و از فتق حالت نشرى و بروزى است.
صدرا گويد:رتق اشارت بوحدت- حقيقيه و وجود واحد بسيط است و فتق مرتبت تفصيل وجود واحد بسيط است و مرتبت صفات و اسماء و افعال است.
(از اسفار ج ٣ ص ٢٣)
رَتقاء
-(اصطلاح فقهى)رجوع به عيوب زن و مرد در مورد فسخ نكاح شود.
رَجاء
-(اصطلاح عرفانى)رجاء يعنى اميدوارى و در اصطلاح تعلق قلب است بحصول امرى محبوب در آينده.
در مصباح است:رجاء ارتياح دل است به ملاحظۀ كرم مرجو.
جنيد گويد:«الرجاء ثقه الجود من الكرم الموجود،فمن يرجوا لقاء ربه فليعمل عملا صالحا».
(مصباح الهدايه ص ٣٩٢-تاريخ تصوف ٦٤٦).
در شرح منازل است كه رجاء ضعيف- ترين منازل مريد است زيرا رجاء جز باعمال و ديدن اعمال نباشد و خواص را التفاتى باعمال خود نيست و فضل حق را رؤيت كنند.
(شرح منازل ص ٥٤)
رِجالِ غَيب
-(اصطلاح عرفانى)نجبا را رجال غيب گويند چنانكه فرمودند