فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٨١٣ - خَلوَت
آورد درباره اخلاق هم چنين بود سپس راجع باخلاقيات واقعى و آنچه بايد باشد كه حد اعتدال است شرح مبسوطى داده است.
(رجوع شود به التنبيه جزء مجموعۀ رسائل فارابى ص ٩).
خَلقِ جَنَّت
-(اصطلاح كلامى)و يكى از مباحث مهمى است كه متكلمان مورد توجه قرار دادهاند.
بر اين مبنى كه آيا بهشت در كجا واقع است در زمين يا در آسمان و يا در جاى ديگر و همين طور جهنم.
(رجوع شود به ملل و نحل ابن حزم ج ٤ ص ٨١-٨٣)
خُلقِ عَظيم
-(اصطلاح عرفانى)خلق عظيم عبارت از اعراض از كونين و اقبال على الله است بكلى.
مأخوذ از آيۀ قرآن است كه فرمود وَ إِنَّكَ لَعَلىٰ خُلُقٍ عَظِيمٍ . لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسٰانَ فِي أَحْسَنِ تَقْوِيمٍ .
وَ لَوْ كُنْتَ فَظًّا غَلِيظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِكَ .
خُلقيّات
-(اصطلاح اخلاقى)رجوع بخلق شود.
خَلوَت
-(اصطلاح عرفانى)خلوت نزد صوفيه عبارت از عزلت است.
شاه نعمت الله گويد:خلوت عبارت از مجموعهايست از چند گونه مخالفت نفس و رياضات از تقليل طعام و قلت منام و صوم ايام و قلت كلام و ترك مخالطت انام و مداومت ذكر ملك علام و نفس خواطر.
و در جاى ديگر گويد:خلوت محادثۀ سر است با حق بنحوى كه غير نيابد مجال و اين حقيقت و معنى خلوتست اما صورت خلوت انقطاعست از غير(از سير و سلوك ص ١٥-رسالۀ خلوت..ص ٩٧-اصطلاحات شاه ص ٦٧).
شاه نعمت الله گويد:
بنشين بدر خلوت دل اى كامل
مگذار كه غير او در آيد در دل
زيرا كه اگر غير در آيد بوثاق
آسان تو دشوار شود هم مشكل
در دستور العلماء است كه:خلوت محادثۀ سر است با حق«حيث لا احد و لا ملك» در مصباح است كه:خلوت هم از امور محدثه است و از جملۀ مستحسناتست و مردم در زمان حضرت رسول همواره در صحبت بود و لكن بعد از حضرت چون اندك اندك صفات ممدوحه كم گرديد خلاف و جدال و اختلاف آراء پيدا شد،خلوت محبوب گرديد و طالبان حق از جهت سلامت دين صوامع و خلوت اختيار كردند و از اين جهت است كه جنيد گويد:كسى كه خواهان سلامت باشد بايد از مردم كنارهگيرى كند زيرا اين زمان زمان وحشت است و مدت آن را چهل روز معين كردهاند باستناد خبر معروف كه حضرت رسول فرمودند:كسى كه قلب خود را خالص كند براى خدا در چهل صبح،از دل او چشمههاى حكمت جوشش كند و ميقات حضرت موسى نيز چهل روز بود و گل حضرت آدم نيز در مدت چهل روز تخمير گرديد و بالجمله در مدت چهل روز كه بنده خلوت كند نفس او از رذائل پاك گردد و لطيف و رقيق شود از جهت كم خوردن و دوام ذكر و ترك علائق دنيوى.