فرهنگ معارف اسلامی - سجادی، جعفر - الصفحة ٧٩٩ - خُشُوع
و كسانى كه باصول اجتماعى و مذهبى پاى بند نمىباشند و صرفا در فكر غلبه- يافتن بر مردم و انحصار منافع مادى به خودند دربارۀ معنى خشوع و باستهزاء گرفتن آن چه گويند بحثى مستوفى كرده و گويد:
اما خشوع عبارت از اين بود كه گفته شود كه در عالم خدائى هست كه مدبر جهان بود و روحانيانى بودند مدبر و مشرف بر همۀ افعال و بكار داشتن تعظيم خدا و صلوات و تسبيح و تقديس او و اينكه هر گاه انسان باين گونه امور پرداخت و بسيارى از خيراتى كه مطلوب[مشوق اليه]در اين دنيا و زندگى اين دنيا است رها كرد و بر اين امر[رويه و سيره]مواظبت و مداومت نمود لا جرم عوض داده مىشود بواسطۀ خيرات بزرگى كه بعد از مرگ بدو ميرسد پاداش داده مىشود.و هر گاه متمسك به هيچ يك از اين گونه امور نشود و خيرات را در همين زندگى اين دنيا برگزيد پس از مرگش معاقب شود و بواسطۀ شرور و عذاب بزرگى كه در آخرت بدو رسد مجازات و كيفر داده شود.
پس اين گونه امور و انديشهها همه ابوابى از حيلهها و كيدها بود كه بر ضرر قومى و بسود قومى ديگر بكار برده مىشود زيرا آنها حيلهها و شكار افزارهاى كسى بود كه ناتوان بود از مغالبت بر اين خيرات بواسطۀ اعمال قدرت و پايدارى و مجاهدت علنى و نيز كيدهائى است كه صاحبان قدرت يعنى كسى كه قادر بود بطور آشكار از راه تغالب بواسطه نيروى جسمانى و سلاح جنگى خود و بر حسب رويت و معاونت و تخويف و قمع آنها بر خيرات دست يابد اين كيدها را نخست دستآويزى كند تا اين خيرات و يا بعضى از آنها را رها كنند تا ديگران از آن بهرمند شوند يعنى آن كسانى كه از راه اعمال زور آشكار و تغالب نتوانند بر آنها دست يابند.
زيرا دربارۀ كسى كه متمسك باين گونه امور شود چنين گمان افتد كه حريص و آزمند به خيرات نبود و دربارۀ وى گمان خوب برده شود و در نتيجه بدور كون و اعتماد حاصل شده و مورد ترس و پرهيز و اتهام واقع نمىشود و بلكه مقصود و خواست خود را همچنان پنهان كرده سيرت خود را خدائى مينايد و لاجرم زى و روش و صورت ظاهر وى بسان كسى نمايد كه هيچ يك از اين خيرات اين جهانى را براى خويشتن نخواهد و اين خود سببى شود كه بنزد مردم مكرم و معظم گردد و وسيله نيل به ساير خيرات شود.
و نفوس مردم منقاد وى گردد و مورد محبت همه واقع شود.و در نتيجه در ارتكاب خواهشهاى نفسانيش مورد انكار مردم واقع نگردد و بلكه هر چه كند[از اعمال زشت] همه را نيكو شمارند و بواسطۀ اين رويه بر همه غالب آيد و بر همۀ خيرات مانند كرامات و رياسات و اموال و لذات دست يابد و به حريت و آزادى مطلق نائل شود پس[معتقد بود]همۀ اينها در حقيقت براى رسيدن باين خيرات نهاده شده است.
و همان طور كه بعضى از شكارهاى وحشى بواسطۀ مغالبت و مجاهدت بدست آيند و بعضى از راه خدعه و كيد بدست آيند،همين طور است غلبۀ بر خيرات در بين